تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
اگر ديگرى طلب كرد حالتى را كه آن كه پهلوى اوست ضدّ آن را خواست حتى آنكه در اين ساعت يكى از آنها جماع و آميزش خواست است . پس على عليه السلام فرمود : الله اكبر ، بدرستيكه خدا صابرتر و كريمتر است از اينكه ببيند بنده اش برادرش را كه با اهلش اميزش و جماع مىكند ، و لكن او را سه روز بتاخير بياندازيد كه خداوند به زودى حكمى را جارى ميفرمايد درباره او كه طلب نكند در نزد مردن . پس بعد از سه روز مرد پس عمر اصحاب رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را جمع كرد و مشاورت كرد با ايشان درباره او ، بعضى گفتند قطع كن او را تا زنده از مرده جدا شود و كفن كن و دفن نما . پس عمر گفت : اينكه شما اشاره كرديد هر آينه عجيب است كه ما زنده را براى حال مرده اى بكشيم و بدن زنده فرياد و ناله كرد و گفت اللَّه خدا براى شما كافيست مرا ميكشيد و حال آنكه من شهادت مىدهم باينكه لا إله الَّا الله و ان محمدا رسول الله صلَّى اللَّه عليه و آله و قران ميخوانم . پس فرستاد بسوى على عليه السلام و گفت : اى ابو الحسن شما حكم فرما بين اين دو بدن ، پس على عليه السلام فرمود : امر در آن واضحتر و آسانتر و ساده تر است از اين ، حكم اينست ، كه او را غسل دهيد و كفن نمائيد و او را با پسر مادرش واگذاريد كه او را خدمت كند هرگاه راه ميرود پس برادرش او را كمك نمايد پس هرگاه سه روز گذشت بدن مرده خشك مىشود پس آن را جدا كنيد در حال خشكيدن و موضع آنكه زنده است دردناك نميشود پس من بتحقيق ميدانم كه خدا بدن زنده را بعد از آن بيش از سه روز باقى نميگذارد زيرا متاذى مىشود ببوى عفونى و گند و مرده او پس اين كار را كردند پس