سال است و حمل در اينجا شش ماه است پس عمر او را رها كرد گويد : سپس بما رسيد كه آنزن فرزند ديگرى هم شش ماه به دنيا آورد .
صورت سوم
حافظ عقيلى و حافظ ابن سمان از ابى حزم بن اسود نقل كردهاند كه عمر قصد كرد كه زنى را كه شش ماه زائيده بود سنگباران كند پس على عليه السلام به او فرمود : خداوند تعالى فرمايد : * ( وَحَمْلُه وَفِصالُه ثَلاثُونَ شَهْراً ) * . و حمل و دوره شيرخواره گى او سى ماه است و گفت : « فصالة فى عامين » پس حمل شش ماه و فصال در دو سال پس عمر از سنگسار كردن او منصرف شد و گفت : « لو لا على لهلك عمر » ، اگر على نبود هر آينه عمر هلاك شده بود . ( 1 )
هامش
( 1 ) مدارك داستان ياد شده :
سنن كبرى ج 7 ص 442 ، مختصر جامع العلم ص 150 ، الرّياض النضره ج 2 ص 194 ، ذخاير العقبى ص 82 تفسير الرازى ج 7 ص 484 ، اربعين الرازى 466 ، تفسير نيشابورى ج 3 در سوره احقاف ، كفايه الكنجى ص 105 مناقب ، خوارزمى ص 57 ، تذكره سبط بن جوزى ص 87 ، الدر المنثور ج 1 ص 288 و ج 6 ص 40 كه از جمعى از حافظين حديث نقل كرده ، كنز العمّال ج 3 ص 96 نقل از پنج نفر از حفّاظ نموده و ج 3 ص 228 نقل عده اى از امامان حديث نموده است .