عمر هلاك شده بود . و در لفظ سبط ابن جوزى : پس عمر دست از آنزن برداشت و گفت : « اللَّهم لا تبقنى لمعضلة ليس لها ابن ابيطالب » بار خدا مرا باقى نگذار در مشكله ايكه در آن پسر ابى طالب نباشد .
صورت ديگر
حافظ عبد الرزاق و عبد بن حميد و ابن المنذر باسنادشان از دئلى نقل كردهاند گويد : كه بعرض عمر رسانيدند زنى را كه شش ماه زائيده بود پس عمر خواست او را سنگسار كند پس خواهر او آمد نزد على بن ابيطالب عليه السلام و گفت كه عمر ميخواهد خواهر مرا سنگباران كند . پس شما را به خدا قسم مىدهم اگر براى او عذر و راهى ميدانيد مرا به آن خبر دهيد پس على عليه السلام فرمود :
بدرستيكه براى او عذريست . پس آنزن الله اكبرى گفت كه عمر و كسانى كه پيش او بودند شنيدند پس راهى بسوى عمر شد و گفت كه گمان مىكند كه براى خواهر من عذريست پس عمر فرستاد نزد على عليه السلام كه عذر آنزن چيست ، فرمود : خداوند ميفرمايد :
* ( الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ ) * مادرها بايد فرزندانشان را دو سال كامل شير دهند و گفت : و حمله و فصاله ثلاثون شهرا . و حمل و دوره شيرخواره گى او سى ماه است و نيز گفت : و فصاله فى عامين ( 1 ) و دوره شيرخواره گى او در دو
هامش
( 1 ) سوره لقمان آيه 13