تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩

و در لفظ ديگر در مسند احمد

از كريب از ابن عباس است كه عمر به او گفت : اى جوان آيا شنيدى از پيامبر خدا صلَّى اللَّه عليه و آله يا يكى از اصحابش هر گاه مردى شك كند در نمازش چه بايد بكند : گويد : ما در اين ميان بوديم كه عبد الرحمن بن عوف آمد پس گفت : در چى هستيد شما پس عمر گفت : پرسيدم من از اين جوان آيا شنيدى از پيامبر خدا صلَّى اللَّه عليه و آله يا يكى از اصحاب انحضرت هرگاه مردى شك كند در نمازش چه بايد بكند پس عبد الرحمن گفت شنيدم رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ميفرمود هرگاه يكى از شما شك كند . . . تا آخر حديث آيا تعجب نمكنى از خليفه ايكه حكم شكيات نمازش را نميشناسد و حال آنكه در شب و روز پنج نوبت مبتلاء به آنست و اهتمام بامر آن نداشت تا آنكه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از آن سئوال كند تا آنكه كارش به جائى برسد كه از جوانى به پرسد كه من نميدانم چه كار ميكرد او در اين حال اگر شك ميكرد در نمازى كه امامت كرده مومنين را و طبيعت حال حكم مىكند بواقع شدن اين براى هر كسى در عمرش و اگر چه چند دفعه هم باشد . و من در بهت و حيرتم از حكم قطعى باعلميّت مرديكه اين مقدار دانش اوست و اينست وسعت اطلاع او بر احكام .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 179 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)