تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
مرديرا ديد كه گوشه اى نشسته و نماز نميخواند در مردم پس فرمود : فلانى براى چه در ميان مردم نماز نميخوانى ، پس گفت اى پيامبر خدا من جنب شده‌ام و آب نيست ، پس فرمود : بر تو باد به خاك كه آن كافيست تو را ( 1 ) . و آيا از ياد او رفته حديثى را كه سعيد بن مسيب از ابى هريره روايت نموده ، گويد : آمد نزد رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و گفت : مادر ريگ هستيم و در ميان ما زن حايض و جنب و نفساء ( زائو ) است پس بر ما چهار ماه ميگذرد كه آب پيدا نميكنم فرمود : بر تو باد به خاك يعنى تيمم و در عبارت ديگر است كه عربهائى آمدند خدمت پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله پس گفتند : اى رسول خدا ما در اين ريگها زنده گى ميكنيم و قدرت بر آب نداريم و سه ماه يا چهار ماه مىشود كه آب نميبينيم و در ميان ما زن زائو و حائض و جنب است . فرمود : بر شما باد بر زمين و در لفظ اعمش است : كه عربها آمدند حضور پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و گفتند ما در ريگ هستيم و از آب دوريم دو ماه و سه ماه و در ميان ما جنب و حايض است . پس فرمود بر شما باد بر خاك ( 2 ) و آيا رفته است از خاطر او خبريرا كه ابوذر از سنّت به او داد گفت من دور از آب بودم و با من عيالم بود پس جنب شدم و بدون
هامش
( 1 ) صحيح بخارى : ج 1 ص 129 صحيح مسلم ، مسند احمد ج 4 ص 434 ، سنن نسائى ج 1 ص 171 ، سنن بيهقى ج 1 ص 219 ، تبسير الوصول ج 3 ص 98 ( 2 ) سنن بيهقى ج 1 ص 216 - 217