كمال مدح در ستاره ايستكه نورش بلند شده كه رهنمونى مىكند بطلوعش كسى را كه از برق آن كور شده . و آخرش اينست :
و اختم ختامى بان احظى بمطلعك الباهى بخدر السنى يا مرشد الامم .
و پايان مىدهم آخر قصيدهام را باينكه بهره مند ميشوم بظهور زيباى تو در روز اوّل ميلادت . . . اى ارشاد كننده امّتها .
تمام آن چاپ شده در « علم الادب » ج 1 ص 245
27 - شيخ عبد القادر حسينى ازهرى طرابلسى براى او قصيده بديعييه است بنام ( ترجمان الضمير فى مدح الهادى البشير ) در سال 1308 بنظم آورده و در روزنامه بيروت چاپ شده است .
28 - شيخ محمد فرزند عبد الله ضرير ازهرى متوفاى 1313 براى او قصيده بديعيّيه موسوم ب « الغررنى اسانيد الائمه الاربعه عشر » چاپ شده صاحب كتابهاى مطبوعه ياد كرده آن را براى او .
29 - شيخ احمد فرزند صالح بن ناصر بحرانى مولود 1254 و متوفاى 1315 براى او قصيده بديعيّيه است كه مدح مىكند به آن مولاى ما امير المؤمنين عليه السلام را و آن در ديوان چاپ شده او بنام ( المراثى الاحمديه ) موجود است و براى اوست شرح آن كه اولش اين است :
بديع مدح على مذعلا قلمى
براعه تستهل الفيض من كلمى
براعت و شگفت انگيزى مدح على عليه السلام از وقتى كه قلم من به كار افتاده براعتيست كه آغاز مىكند فيض را از سخن من .
30 - شيخ محمد فرزند حمزه شوشترى حلى مشهور بابن ملَّا