و ستون ( حنّانه ) ناله كرد براى منبر رفتن شما در حالى كه درود گوينده بود و در كف دست تو سنگ ريزه تسبيح گفت :
: و فرود آمد خوشه خرمائى بسوى تو سپس برگردانيدى او را در نخليكه درخشيد به آن و زينت داده بود .
: و دو درختى كه خواندى پس آمدند به طرف تو تا آنكه شاخه هايشان بهم خورد .
: و لشگريان از تشنگى به تو شكايت كردند پس از انگشتان تو آب جارى شد .
: و برگردانيدى چشم قتاده را بعد از آنيكه رفته بود بينائى او كه انسانى را با آن نمىديد .
: و دست گوسفندى كه به آن زهر زده بودند خبر داد مثل آنكه عضوى از آن دست زبانست .
: و بالا رفتن در پشت براق كه از هفت آسمان گذشتى چنان كه خداى بخشنده ميخواست .
: و ماه شكافت و خورشيد تابيد بعد از غروب كردن و حال آنكه نبود به آن نقصانى .
و فضيلتى كه همه مردم گواهى بحقّ آن دادهاند كه هيچ انسانى توان آنكار آن را ندارد .
در روى زمين ظلّ اللَّه بودى و حال آنكه نبود در آفتاب سايه اى براى تو اگر در مكانى قرار ميگرفتى
: نسخ شد بكتاب تو كتابهاى پيشين بعد از آنكه نسخ شد به ملَّت و دين تو اديان گذشته .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 80
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٨٠