182 - حسين بن فرج خياط ، كذاب و حديث دزد بوده است ( 1 )
183 - حسين بن قيس ، ملقب به حنش كذاب است . احاديثش جدا نا درست است و نبايد حديثش نوشته شود ( 2 ) .
184 - حسين بن محمد ابو عبد اللَّه خالع بغدادى ، متوفى در سال 422 ه كه ابو الفتح صواف مصرى گفته است : من در بغداد از كسانى كه گفته مىشد دروغگو هستند ، چيزى ننوشتهام مگر از چهار نفر كه يكى از آنها عبد اللَّه خالع بوده است ( 3 ) .
185 - حسين بن محمد بزرى ، متوفى در سال 423 ه كذاب است . و يكى از مشايخ دروغگوى بغداد بوده است ( 4 ) .
186 - حصن بن عمر ابو عمر احمسى كوفى ، كذاب منكر الحديث و گفتارش پوچ است ( 5 ) .
187 - حفص بن سليمان ابو عمر اسدى بزار ، متوفى در سال 180 ه و گفته شده نزديك به 190 ه فوت كرده است . او حفص بن ابى داود قارى ، نزيل بغداد است كه كذاب و متروك الحديث و حديث ساز و باطل گو است ( 6 ) . و ابو حاتم گفته است :
او متروك الحديث است گفتارش قابل تصديق نيست . و ابى عدى گفته است :
حديثهايش محفوظ نيست و ابن حبان گفته است : سندها را دگرگون مىكرده و مراسيل را بالا مىبرده و براى آنها سند درست مىكرده است ( 7 ) .
188 - حفص بن عمر الرفا كه ابو حاتم گفته است : او كذاب و نسيان در حديث داشته است . از شعبه حديثى روايت كرده كه دروغ بوده است ( 8 ) .
هامش
( 1 ) ميزان الاعتدال ج 1 ص 255 .
( 2 ) تذكرة الموضوعات ص 90 - اللئالى المصنوعة ج 2 ص 13 - ميزان الاعتدال ج 1 ص 255 .
( 3 ) تاريخ بغداد ج 8 ص 106 .
( 4 ) تاريخ بغداد ج 8 ص 108 - ميزان الاعتدال ج 1 ص 256 .
( 5 ) تاريخ بغداد ج 8 ص 264 .
( 6 ) تاريخ بغداد ج 8 ص 188 .
( 7 ) ميزان الاعتدال ج 1 ص 261 . مجمع الزوائد ج 1 ص 327 .
( 8 ) لسان الميزان ج 2 ص 327 .