تو قسيم الجنه و النار هستى كه دشمنت را مىسوزانى و دوستت را در بهشت رستگار مىكنى »
اين قصيده كه خيلى طولانى است در بسيارى از مجموعههاى خطى كهنه موجود است و بعضى از ابياتش در كتب ادبى پراكنده است .
آشنائى با اين شاعر
يحيى بن عبد العظيم بن يحيى بن محمد بن على جمال الدين ابو الحسين جزار مصرى يكى از شعراء فراموش شده شيعه است . با آنكه فرهنگهاى قديمى كمتر شرح حال او را نوشتهاند ، اشعارش در كتب ادبى و قاموسها بمناسبت زيبائى و جذابيتى كه داشته زياد آمده است .
و اگر شرح حال نويسان از تاريخ او غافل ماندهاند او شخصا شرح كاملى از زندگى خود نوشته كه هر كس با اشعارش آشنائى داشته باشد ، چاره اى جز اين ندارد كه اعتراف به فوق العادگى و نبوغش كند و او در فن « توريه » و « استخدام » مهارت خاصى دارد و از ديگران مقدم است .
« ابن حجة » در كتاب « الخزانه » مىگويد : « جزار » ( 1 ) و « سراج وراق ( 2 ) » و « حمامى » با هم پيمان بستند كه براى يكديگر شعر بگويند و البته شغل و القابشان در نظم توريه كمكشان مىكرد تا آنكه درباره « سراج وراق » گفته شده : اگر لقب و كارت نبود نصف شعرت از بين رفته بود .
آنچه كه دربارهء « جزار » در خزانهء ابن حجه و فوات الوفيات كتبى جلد 2 صفحهء 319 و البداية و النهاية ابن كثير جلد 13 صفحهء 293 و شذرات الذهب جلد 5 صفحهء 364 و نسمة السحر يمنى و الطليعه فى شعراء الشيعه علامهء سماوى آمده دون مقام اوست و شخصيت او بالاتر از اينهاست .
استاد ما علامهء سماوى از اشعار او ديوان بزرگى گرد آورده كه بيش از 1250
هامش
( 1 ) كسى كه شتر نحر مىكند .
( 2 ) سراج يعنى زين ساز ، وراق يعنى كاغذ فروش .