بيت شعر دارد و البته براى او ديوان ديگرى نيز بوده كه در فرهنگهاى پيش از آن توصيف شده كه مشهور است ، و نيز او داراى قصيده اى است دربارهء حكام و خلفاء و عمال مصر كه صاحب « نسمة السحر » آن را مفيد دانسته است ، و گويا آن قصيده در كتابخانههاى يمن بوده كه صاحب « نسمة السحر » از آن آگاهى يافته است .
او در مرثيهء امام حسين عليه السلام اشعارى گفته كه « تمام المتون » صفدى صفحهء 156 و غيره آن را نقل كردهاند كه ترجمهء قسمتى از آن چنين است : « و عاشورا مىآيد و مرا به ياد مصيبت جانكاه حسين عليه السلام مىاندازد و ايكاش نيامده بود .
روزى كه مىگذرد ولى هرگاه بيادش مىافتم صبر و قرار از من ربوده مىشود ، ايكاش چشمى كه در آن روز سرمه مىكشد سالم نماند و دستى كه به عنوان شماتت خضاب مىكند بريده گردد ، مگر حسين در اين روز كشته نشده ؟ پس پدر او در اين روز از همه محزونتر است » .
او دربارهء حريق حرم پيامبر اكرم چنين سروده است : « در آتش گرفتن حرم پيامبر اكرم بگفتار ابلهان اعتناء نكنيد زيرا قطعا از ناحيهء خدا در آن سرى بوده كه بر عقلا پوشيده نيست و آن اينكه : از آثار بنى اميه در ساختمان آن چيزى باقى نماند » .
مسجد شريف نبوى شب جمعه اول ماه رمضان سال 654 ه بعد از نماز تراويح ( نماز مستحبى ماه رمضان ) وسيلهء فراش ابو بكر مراغى كه چراغ از دستش افتاده بود آتش گرفت ، سقف و ديوارهاى آن سوخت و سربهاى آن آب گرديد ، و اين آتش سوزى پيش از خوابيدن مردم صورت گرفته بود ، و از اين آتش سوزى سقف حجرهء شريفه نيز طعمهء حريق گرديد و در ميان آن فرو ريخت ! !
شعراء در اين باره شعرها گفتند و گويا « ابن تولو المغربى » از ابيات ياد شده « جزار » چنين پاسخ گفته است : « به روافض ( شيعههاى ) مدينه بگو : چه چيز شما را وادار مىكند كه در مذمت كردن ، از سفيهان پيروى كنيد ؟ حرم پيامبر اكرم آتش نگرفت مگر بخاطر آنكه شما در آن صحابهء رسول خدا را مذمت مىكرديد ! ! . »
ابن حجه در « الخزانه » صفحهء 338 گفته است كه او در سال 601 متولد شده و در
الغدير ( فارسي ) — صفحة 331
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٣١