تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
كسى را كه خدا مقدم داشته و پيامبر اكرم قبلا تعيين فرموده بود ؟ ! و چرا در روز سقيفهء بنى ساعدة كسى سخن از اين مقدم داشتن دروغين كه به نام خدا و رسولش ساخته شده بميان نياورده است ؟ ! و اگر رسول خدا شيخين را ( طبق اين روايت ) مقدم كرده بود ، چرا ابو بكر در آن روز ( سقيفه ) ابو عبيدهء جراح را مقدم مىداشت و چنان كه در صحيح آمده : مردم را ترغيب به بيعت با او و عمر مىكرد ؟ ! گويا كه گوش امت اسلام ، حتى « انس » راوى اين روايت ، چنين مقدم داشتنى را نشنيده بود ! ! 30 - از ابن عمر و ابو هريره آمده كه گفته‌اند : رسول خدا از اعرابى اى شترهاى ماده اى را به طور نسيه خريدارى فرمود ، اعرابى عرض كرد : اگر حادثه اى نسبت به شما رخ دهد ( يعنى بميريد ) چه كنم ؟ رسول خدا فرمود : ابو بكر دينم را مىدهد و به پيمانم عمل مىكند ، اعرابى گفت : اگر او نيز بميرد چه كنم ؟ فرمود : عمر جاى او مىنشيند و در راه خدا از ملامت كسى نمىهراسد ، اعرابى گفت : اگر عمر او نيز بپايان آيد چه كنم ؟ فرمود : اگر مىتوانى بميرى بمير ! ! اين روايت از ساخته‌هاى خالد بن عمر و قرشى است كه به نام « ليث » آن را ساخته است . ذهبى آن را در ميزانش جلد 1 صفحهء 298 آورده و از ابن عدى حكايت كرده كه او بعد از ذكر اين حديث و احاديث ديگر گفته است : به نظر من خالد بن عمرو اين احاديث را ساخته است ، زيرا نوشتهء « ليث » از يزيد بن حبيب پيش من موجود است و در آن از اين روايات خبرى نيست . و ابن درويش حوت بيروتى در « اسنى المطالب » صفحهء 249 آن را اينطور نقل كرده كه : مردى از اهل باديه شترى ( به مدينه ) آورد و رسول خدا آن را از آن مرد خريد ، آنگاه آنمرد با على ملاقات كرد و على به او گفت : چه آوردى ؟ در جواب گفت : شترى آورده و رسول خدا آن را خريده است . على به او گفت : آيا شتر را نقد برسول خدا فروخته اى ؟ در جواب گفت : خير ، بلكه به نسيه
الغدير ( فارسي ) — صفحة 234 | جمعي از مترجمين / زين العابدين قرباني / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)