زيادند ، ولى علماء اهل سنت ماهيت آنان را به عاليترين وجه آشكار نمودهاند ! ! ! »
تا اينكه مىگويد : « و در ميان رجال اهل سنت ، كسى كه متهم به دروغسازى به خاطر دنيا و تقرب به اهل آن و كمك كردن به مقاصد شوم و عقائد باطل باشد ، وجود ندارد ، بلى گاهى در ميانشان ، افرادى كه حافظهء خوبى نداشته و يا فراموشى زياد داشته و يا فريب فريبكاران را خورده باشند وجود دارند كه رجال تراجم و جرح و تعديل ، اين گونه افراد را معرفى كرده و شناساندهاند ! ! ! »
پاسخ به اين پندار
شايد پژوهشگر گمان كند كه در اين ادعاهاى بى اساس بوئى از راستى و يا نمونه اى از درستى است غافل از اينكه قلمهاى مزدور ، چيزى جز تهمت و دروغ ندارند ، و مدار پيشرفت بسيارى از ملل نيز هم اكنون روى دروغ و نيرنگ و دغل است و محور سياست دنيا در جهات ششگانه همان دروغ و تهمت و افتراء و وارونه جلوه دادن حقائق است و بسيارى از تبليغات دربارهء نيازمندىهاى زندگى و آراء و عقائد ، روى منافع شخصى و گفتار بى اساس پيچيده به انواع خدعه و نيرنگ است .
و در آنجا ، در ميان مردم ، افرادى پراكندهاند كه حاجاتشان از زر و زيور دنيا جز از راه دروغ پردازى و مزخرف گوئى و كور و كر نگاهداشتن مردم و سوق دادنشان به راههاى غلط و نادرست تأمين نمىشود .
و اگر خدا ، بندگانش را چنين تهديد نكرده بود : ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد : « سخن نمىگويد مگر اينكه رقيب و عتيدى پيش هستند » ( 1 ) و در قرآنش عذاب را بر هر دروغگوى تهمت زنندهء گناهكار وعده نداده بود ، هيچ گاه اينان بيش از اين نمىتوانستند دروغ بگويند و يا چيزى را كه نياوردهاند بياورند .
پس هر كدام از آنها از « خرافه » و « جحينه » دروغگوترند ( 2 ) .
هامش
( 1 ) ق آيهء 5 .
( 2 ) دو نفر از دروغگويان تاريخند كه ضرب المثل قرار گرفتهاند ( شرح قاموس ذيل مادهء خرف و جحن ) .