امينى مىگويد :
اينها كه گفته شد ، جز افسانههاى گذشتگان و بيهوده گوئىهاى پيشينيان نيست كه دستهاى اوهام آنها را نوشته است . با آنكه همهء اينها در برابر چشمهاى ابن تيميه و پيروانش قرار داشته با اين حال از هيچ كدام از آنان كوچكترين صدائى در نيامد و به هيچ وجه اعتراضى نكردند در صورتى كه شايسته بود چنين افسانهها و مطالب بى اساسى در كتب افسانه نوشته شود ( نه در كتابهاى علمى و اسلامى ) و يا در گودالهاى بيابانها دفن گردد و يا در ميان درياها افكنده شود .
وااسفا بر اين كتابهاى بزرگى كه شامل چنين خرافات و موهومات است !
واى بر آن بزرگانى كه در برابر اين موهومات سر تعظيم فرود آورده و آنها را شايستهء نقل در كتابهايشان دانستهاند ! !
و اگر ابن تيمية مىدانست كه دقت كامل در اين باره ، چهرهء واقعى اين شرمندگى را براى كسانى كه بعدا مىآيند ، آشكار مىسازد ، هر آينه در اين باره سكوت مىكرد و از نماز امير المؤمنين و امام حسين و حضرت زين العابدين عليهم السلام صرفنظر مىكرد و با ايراد گرفتن از آن دور عار و ننگ نمىگرديد ! !
* ( وَلَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَأَطَعْنا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنا لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَأَقْوَمَ ) * :
« و اگر مىگفتند : شنيديم و اطاعت كرديم ، تو هم بشنو و به حال ما بنگر ، هر آينه براى آنان بهتر و استوارتر بود » ( 1 ) .
هامش
( 1 ) سورهء نساء آيهء 45 .