تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
از يارى خواسته شده مىخواهد كه به او كمك نمايد ، پس فرق نمىكند با لفظ : استغاثه يا توسل يا تشفع يا توجه باشد زيرا همهء آنها درخواست از صاحب جاه و وجهه اى است براى حصول مقصدى و واسطه قرار دادن پيامبر صاحب جاه است پيش خداى رب العالمين . هر كدام از استغاثه و توسل و تشفع و توجه به پيامبر اكرم چنان كه در « تحقيق النصرة و مصباح الظلام » گفته است : در هر حالى چه قبل از خلقتش و چه بعد از آن ، در دوران حياتش در دنيا و بعد از مرگش در برزخ و بعد از برانگيخته شدن در عرصات قيامت امكان وقوع دارد « آنگاه آنها را در مراحل ياد شده تفصيل داده است . زرقانى در شرح « المواهب » جلد 8 صفحهء 317 گفته است : در « منسك » علامه خليل مثل همين آمده و اضافه نموده كه : به او توسل بجويد و از خدا بخواهد كه به آبروى محمد ( ص ) خواسته اش را برآورد ، زيرا او محل فرو ريختن كوه هاى گناه و سنگينىها است و بركت شفاعتش و بزرگى آن پيش خدا چنان است كه هيچ گناهى با آن برابرى نمىكند ، و كسى خلاف اين عقيده داشته باشد ، محرومى است كه خدا بصيرتش را برده و دلش را گمراه كرده است . آيا او گفتهء خدا را : * ( وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا الله . . . ) * نشنيده است ؟ زرقانى گفته است : شايد مرادش طعنه به ابن تيميه باشد . امينى مىگويد : در اين باره عدهء زيادى از ناقلان حديث و بزرگان اهل سنت به طور وسيع و همه جانبه بحث كرده و گفته‌اند : توسل به پيامبر در هر حال چه قبل از خلقتش و چه بعد از آن ، در مدت حياتش در دنيا و بعد از مرگش در عالم برزخ و بعد از برانگيخته شدن در عرصات قيامت و بهشت جائز است ، و آن را به سه نوع تقسيم كرده‌اند : 1 - طلب حاجت از خدا وسيلهء او يا به آبرويش يا به خاطر بركتش . و