بيايد و انگيزه اى جز زيارتم نداشته باشد ، به عهدهء من است كه از او در روز قيامت شفاعت كنم » ( 1 ) و در روايتى « وادار نكند او را مگر زيارتم » و در جاى ديگر « نكشاند او را حاجتى مگر زيارتم » و در روايت ديگر « تمايلى جز زيارتم نداشته باشد ، به عهدهء خدا است » و در روايت غزالى آمده است : « هدفى جز زيارتم نداشته باشد » .
اين روايت را با اختلاف تعبيراتش ، جمعى از حافظان حديث كه نمىشود آنها و عددشان را ناديده گرفت ، نقل كردهاند و از آن جمله است :
1 - حافظ ابو على سعيد بن عثمان بن السكن بغدادى ، متوفى در مصر سال 353 ه در كتابش « السنن الصحاح » . او در آخر كتاب حج ، بابى تحت عنوان « باب ثواب كسى كه قبر پيامبر را زيارت كند » قرار داده و در اين باب ، روايتى جز اين حديث را نياورده است .
سبكى در « شفاء السقام » صفحهء 16 گفته است : « ذكر اين حديث از ناحيهء او ، دليل بر اين است كه اين حديث طبق شرطى كه او در مقدمهء كتابش كرده بطور اتفاق صحيح است و اين ابن السكن ، امام حافظ مورد اعتماد و كثير الحديث و زياد سفر كرده است . . . »
او در مقدمهء كتابش گفته است : « اما بعد ، از من خواستى : رواياتى كه ائمهء حديث نقل كرده و كسى آنها را مورد طعن قرار نداده و آن احاديث به نظرم صحيح هستند ، برايت جمع كنم ، از اين رو دربارهء درخواستت انديشه كردم ، گروهى از ائمهء حديث را يافتم كه زحمتها در اين مورد كشيدهاند و من تمام فراورده هايشان را اخذ كرده و بيش از آنچه كه نقل كردهاند ، از آنها حفظ نموده و به آنها اقتداء كرده و درخواستت را اجابت نمودم و آن را به ابواب مختلفه كه مسلمين به آنها احتياج دارند ، تبويب كردهام .
نخستين كسى كه درصدد جمعآورى احاديث صحيح برآمده « بخارى » و
هامش
( 1 ) من جائنى زائرا لا تعمله الا زيارتى كان حقا على ان اكون له شفيعا يوم القيامة . و در روايتى :
لا تحمله الا زيارتى ، لم تنزعه حاجة الا زيارتى ، لا ينزعه الا زيارتى حقا على اللَّه عز و جل ، لا يهمه الا زيارتى .