تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
بسم اللَّه الرحمن الرّحيم
قرن پنجم

37 غديريهء ابو محمد صورى

( 419 - 339 ح )
ولاؤك خير ما تحت الضمير و أنفس ما تمكَّن فى الصّدور
- مهرت گرامىتر رازى است كه در دل نهفته‌ام و نفيستر گنجى كه در سينه دارم .
وها أنابتّ أحسس منه نارا أمتّ بحرّها نار السّعير
- شعلهء عشقت تار و پودم بسوخت ، ديگر آتش دوزخ را به چيزى نشمرم .
أبا حسن تبيّن غدر قوم بعهد اللَّه من عهد الغدير
- آن روز كه فرمان « غدير » صادر شد ، مكر و خيانت آن قوم بر ملا گشت . - پيامبر به خطابه برخاست و فرمانرواى آنان را معرفى كرد . - بازوى على برافراشت و گفتنىها بگفت ، آنان راه خلاف گرفتند . - در آن محفل بشادى و سرور پرداختند ، در دل نغمه‌هاى دگر مىنواختند .
طوى يوم الغدير لهم حقودا أنال بنشرها يوم « الغدير » .
- روز « غدير » كينهء در دلها بينباشت كه چون بر ملا شد ، هر چه بود از ميان برداشت .