- طوفان از چپ و راست ، جنوب و شمال ، بنياد آن درهم نورديد ، آنجا كه بهر شامگاه از ژالهء باران خرم و دلفزا بود .
- اى همسفر - لختى بيارام تا از در و ديوار فرو ريخته خبرى پرسم ، باشد كه از حال دوستانم خبرى گيرم .
- اين دل زارم نشكست ، جز نالهء جغدى شوم كه آهنگ فراق و جدائى نواخت .
- ناله اى زد و پرواز گرفت ، دلم را غم فرو گرفت ، واى از دورى آن لعبت صاحب خال .
- نرمك نرمك مىخراميد ، با ناز وادا ، از فرط شرم تا پنهان سازد آواى خلخال .
* صفدى در « نكت الهميان » و ابن شاكر در « فوات الوفيات » ج 1 ص 169 بشرح حال شاعر پرداختهاند و گويند : شعرى استوار دارد و بيشتر در ستايش اهل بيت است ، و بعد از اين كلام ، سخن عماد كاتب را آوردهاند .
شرح حال ابن مكى ، در لسان الميزان ج 3 ص 23 . مجالس المؤمنين ص 469 يافت مىشود ، و از اشعار مذهبى اوست كه در ثناى امير مؤمنان سروده است :
فان يكن آدم من قبل الورى
نبّى و فى جنّة عدن داره
فانّ مولاى عليّا ذا العلى
من قبله ساطعة انواره
- اگر آدم بو البشر ، پيش از عالميان پيامبر شد و در بوستان برين مأوا گرفت .
- سرور و سالارم على صاحب معالى ، از آن پيشتر پرتو انوارش بالا گرفت .
- خداى جهان بحرمت پنجتن از خطاى آدم درگذشت ، پناه و حرمت يافت .
- اگر نوح سرخيل رسولان ، كشتى نجات آراست تا از سيل طوفان در امان مانند .
- سرور و سالارم على صاحب معالى ، خود كشتى نجات است ، يارانش به دو پناه و آرام گيرند .