تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
- كه عطا و نوالش ، هماره بر روى آرزوها خندان است . * و با قصيدهء ديگرى او را ثنا گفته كه سر آغازش چنين است :
ايا اذن الايّام ان قلت فاسمعى لنفثة مصدور و أنّة موجع وعى كلّ صوت تسمعين نداءه فلا خير فى اذن ينادى فلا تعى
- اى گوش روزگار . لختى بنالهء اين دردمندزار گوش بسپار . - بآوازى كه در فضا پيچد ، هوش بسپار ، كه گوش ناشنوا را ارج و مقدار نباشد . * در اين قصيده است كه گويد :
ملوك رعوا لى حرمة صار نبتها هشيما رعته النائبات و مارعى وردّت بهم شمس العطايا لوفدهم كما قال قوم فى علىّ و يوشع
- شاهانى كه حريم مرا محترم شناختند ، اما گياهش پى سپر حوادث گشت . - خورشيد عطا و نوالشان ، بخاطر ميهمان از پردهء افق بازگشت ، چونانكه خورشيد سما دربارهء على و يوشع . امينى گويد : بيت اخير ، در ديوان فقيه عماره ، چاپ آلمان ، ص 288 بدين صورت تصحيف شده ( كما قال قوم فى علىّ و توسّع ) و شگفتتر آنكه با حروف مشكَّل از اعراب هم دريغ نكرده‌اند ، با آنكه شاعر گرانمايه ، در اين بيت شعر ، به حديث « رد شمس » كه دربارهء على وصى رسول خدا محمد و يوشع وصى موسى ابن عمران ، اتفاق افتاده ، نظر دارد ، و اين مطلب چنان روشن است كه نيازى به توضيح ندارد . اما طفيلىهاى خوان ادبيات عرب ، تا اين حد از درك معنى ، بىنصيب مانده‌اند كه كلمه « يوشع » را تصحيف كرده « توسّع » خوانده و ضبط كرده‌اند ، و خدا كند كه حسن ظن ما بجا باشد ، و تعمدى در كار نباشد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 213 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى