تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
حموى گويد : صاحب ، پنجاه دژ ، در اطراف حوزهء حكومتى گشوده و به فخر الدوله تسليم كرد كه حتى ده دژ آن در دوران حكومت پدرش و نه برادرش تسليم نشده بود . صاحب به دوران وزارتش ، در مردم نوازى كوشا بود ، علماء و شعراء از عطاى فراوان ، نعمت سرشار ، نوال بىپايانش بهره مند شدند . ثعالبى از زبان عون بن حسين مىگويد : روزى در خزانه دارى خلعتهاى صاحب بودم ، دفتر آمارى كه در اختيار دوستم بود ، ملاحظه كردم ، ديدم ، تعداد عمامهء خزى كه در زمستان آن سال ، به علويين و فقهاء و شعراء ، خلعت داده ، سواى آنچه در اختيار خدمتگاران و حاشيه نشينان قرار گرفته ، 820 طاقه بوده . ضمنا صاحب هر سال پنج هزار دينار ، به فقهاء و ادباى بغداد ، تقسيم مىكرد و صله و صدقات و خيرات او در ماه مبارك رمضان ، با آنچه در ساير ماه‌هاى سال انفاق مىشد ، برابرى مىكرد ، هيچ كس در ماه رمضان بر او وارد نمىگشت - هر كه گوباش - جز اينكه بعد از افطار از خانهء او خارج مىشد ، و همه شب ، حدود هزار نفر در آنجا افطار مىكردند . ( يتيمة الدهر ج 3 ص 174 ) . دوران صاحب ، پربركتترين دورانى بود كه بر اهل علم و ادب گذشت : گاه با مقرب ساختن اهل فضل و گاه با تشويق و ترغيب آنان به نشر آثار گرانبهاى خود ، تا آنجا كه بازار علم و دانش رونق گرفت ، دانشورى و دانش پرورى رواج يافته ، دانش پژوهان و دانش اندوزان بىشمار گشتند . صاحب در برابر هر اثر نفيس و رسالهء شيوا ، بدره‌هاى زر و كيسه‌هاى سيم نثار كرد ، و در اثر جود سرشار و كرم بىانتها و نوال بىكرانش ، پانصد شاعر او را ثناخوان و مديحه سرا گشتند ، كه قصائد آنان زينت بخش دواوين و فرهنگ رجال است . حموى از گفت ابن بابك و او از زبان خود صاحب چنين نقل مىكند : « من - و خدا بهتر داند - با صد هزار قصيدهء عربى و فارسى مورد ستايش قرار گرفته‌ام » . آرى همين قصايد بىشمار بود كه نام صاحب را در صفحات تاريخ جاويدان ساخت ، كه نه يادش فراموش شود ، و نه شعلهء عظمت و شخصيتش با گذشت روزگاران