هم متكلم . هم فقيه و محدث ، هم مورخ و لغوى . نحوى ، اديب ، نويسنده و شاعر .
شما فكر مىكنيد ، شخصيت ادبى و موقعيت علمى اين يگانهء دهر ، كه فنون پراكنده را در سينهء خود جاى داده و در رشتههاى مختلف ، از دانش و هنر ، تأليفاتى به يادگار نهاده ، در چه مقامى است ؟ جز اين است كه او را در قلهء كوهسار فضائل مىيابيم كه به حق و شايستگى ، آوازهء او در جهان علم پيچيده و نامش با فلك چرخان ، اقطار كيهان را در نورديده است ؟
صاحب ، كتابخانهء پر ارج و گرانبها و در واقع گنجينهء از كتب براى خود فراهم داشته است : موقعى كه صاحب خراسان نوح بن منصور سامانى ، پيكى به خدمت صاحب گسيل ساخته او را به دربار خود دعوت كرد ، ضمنا عطاى وافرى پيشنهاد فرموده صاحب را به خدمت گزارى در پست وزارت ترغيب نمود ، صاحب در مقام معذرت برآمده و از جمله چنين گفت :
« چگونه توانم اموال خود را با باروبنهء سنگين حركت دهم ، در صورتى كه تنها دفاتر و وسائل و كتب علمى من بر چهار صد شتر و بلكه بيشتر حمل بايد شد » .
در معجم الادباء از ابو الحسن بيهقى نقل آورده كه مىگفت : كتابخانه اى كه در رى وجود دارد ، گواه صادقى بر ارج و بهاى كتابخانهء صاحب است . بعد از آنكه سلطان محمود بن سبكتكين قسمتى از كتابخانهء رى را سوزانيد ، من آن كتابخانه را وارسى كردم ، ديدم فهرست كتابخانه در ده جلد تدوين يافته :
جريان اين است كه چون سلطان محمود ، وارد رى شد ، به دو گفتند : اينها همه كتابهاى رافضيان است و اهل بدعت ، و او دستور داد ، كتابهاى كلامى را جدا كرده همه را سوزاندند .
از اين سخن بيهقى چنين برآورد مىشود كه عمدهء كتبى كه سوخته شده كتابهاى صاحب بوده است ( 1 ) ، آرى دست جور و ستم ، اين گونه با آثار شيعه و مفاخر ادبى و علمى آنان بازى كرده است .
هامش
( 1 ) و نيز چنين معلوم مىشود كه كتابخانه صاحب اصل و اساس كتابخانهء رى بوده است . ( مترجم )