- بارانى نرم و هموار ، همراه بادى لطيف و نسيمى خنك و سايهء بر دوام .
- اى زادگان احمد ! تا چند امروز و فردا كنم و سنان نيزهام از طعن و ضرب محروم .
- خيل تيز گامم در زير زين ، اشتران باد پيمايم در كمين ، تازه وارد از آمادگيم در انديشه و بيم .
- تا چند ؟ باز هم تا چند ، سركشان و جانيان گردن افرازند ؟ و تا چند فرو - مايگان دون بر و الا گهران ارجمند فرمانروا باشند ؟
قد أذاع الغليل قلبى و لكن
غير بدع ان استطب العليل
- آتش درون تار و پود قلبم را بسوخت ، عجبى نيست كه دل سوختهء در پى درمان برآيد .
- كاش زنده مانم و روزى با دوستان برجهم ، در كفم شمشيرى برنده و آخته .
- به خونخواهى قربانيان « طف » پيكرشان را با نوك سنان بر خاك كشم . گروه گروه بهم پيونديم .
- تار و پود قلبم با مهرش زيور بسته چونان موى سپيد و سپيدى مو ، جز با مرگ درمان نيابد .
- من رعيتى سر بفرمانم ، گرچه از خاندان شمايم : پدرم حيدر است و مادرم زهراى بتول .
- هر گاه ديگران با مجد و جمال به ميدان مفاخرت آيند ، گوى سبقت آنراست كه گويد : جدم رسول .
- همگان از ديدارم خرم و شاداند ، چون به فضل و برتريم شناسند . دگران را هر كه بينم زائد و فضول .
- جمعى با شور و نوا چكامهء دلربايم را در بزم ادب بخوانند ، برخى دگر به خطابه و سخن پردازيم گوش سپارند .
- كاش مىدانستم نكوهشگرم كيست ؟ با آنكه انديشمندان حقشناس بر سخنم خرده نگيرند .