تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
تك سواران ، دفتر صاحب نظران و هوشمندان و تيز بينان ، دفتر سادات علوى و اشراف خاندان نبوى ، دفتر فقهاء و پيشوايان دانش و دين . در اين ميان منصبى است ويژهء آن كس كه تمام اين فضائل و كمالات را زير پى دارد ، مانند سرورمان شريف رضى ، نمونهء والاى فضل و كمال ، از اين رو كسى كه در صدد بحث و كنكاش از مقام و منزلت اوست و مىخواهد روحيات و معنويات او را برآورد كند ، ناچار است كه تمامى آن مناصبى را كه شريف رضى عهده دار گشته ، گرچه به صورت فهرست و اختصار باشد ، مورد مطالعه و تدقيق قرار دهد . اينجاست كه شخصيت و عظمتى ما فوق تصور ، در برابر ديدگانش مجسم مىشود شخصيتى آكنده از علم ، فقه ، حكمت ، اعتماد ، رشد ، مناعت ، جوانمردى ، هيبت عظمت ، جلال ، جمال ، وفاء ، عزت نفس ، بينش ، احتياط ، تصميم ، شهامت ، عفت بزرگ منشى ، كرم ، گردن فرازى و بىنيازى ، كه هر يك كم و بيش در وجود شاعران و اديبان ديگر وجود داشته ، و مجتمعا و تماما در وجود شريف رضى . شريف رضى ، به سال 380 در سن 21 سالگى دورهء طائع للَّه ، عهده دار نقابت و سرپرستى خاندان ابى طالب گشت و هم رهبرى حاجيان و نظارت در مظالم اجتماعى ( دادستانى ) به او سپرده شد ، فرمان اين مناصب و مقامات از جانب بهاء الدوله در سال 397 در بصره بنام او صادر ، و در محرم سال 403 سرپرستى امور اين خاندان را به طور كلى به او محول نمود ، و با عنوان « نقيب النقباء » مخاطب گشت ، گويند : سرپرستى كل مقام و رتبهء است كه به عهدهء كسى محول نشده ، جز پيشواى هشتمين على بن موسى - الرضا سلام اللَّه عليه ، كه ولى عهد مأمون بود ، و حتى بنا به نوشتهء ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ج 1 ، شريف رضى از جانب القادر خليفهء عباسى ، بر حرم مدينه و مكه ، بخلافت منصوب گشته است . با اين همه ، شخصيت شريف رضى ، والاتر از آن است كه با منصب و مقام شناخته و يا سنجيده شود و چنان كه شاعر گويد :
لم تشيد له الولايات مجدا لا ، و لا قيل رفعت مقداره بل كساها و قد تخرمها الدهر جلالا و بهجة و نضاره