خطبهها و نامهها از آن حضرت روايت شده ، و محدثين همگى يا اكثرشان و نيز مورخين اسلامى ، بيشتر آن را نقل كردهاند ، با اينكه شيعه نيستند تا بگوئيم از مذهب خود جانبدارى كردهاند .
احتمال دوم ، گواه ادعاى ماست ، زيرا هر كس با سخن و خطابه انس يافته و در علم بيان از تحصيلات كافى برخوردار بوده و در باب فصاحت و بلاغت صاحب ذوق و تشخيص باشد ، قهرا مىتواند ، كلام ركيك و بىپايه را از كلام فصيح جدا كرده و سخن عرب اصيل را از نوپرداز باز شناسد ، و كسى كه داراى چنين ذوق و ادراكى بوده و بر مجموعهء دست يابد كه گفتهء جمعى يا دو نفر از خطبا در آن مسطور باشد خواهد توانست بين اين سخن و آن سخن ، اين سبك و آن سبك امتياز دهد .
ملاحظه نمىكنيد كه ما با همين دانش و معرفتى كه به شعر و نقادى آن داريم اگر ديوان ابو تمام را ورق بزنيم ، و مشاهده كنيم كه در آن ديوان چند قصيده يا يك قصيده از ديگران ثبت شده ، با ذوق و ادراك ، تفاوت آن را با شعر ابى تمام و سبك و اسلوب او درك خواهيم كرد .
ملاحظه كنيد ، نقادان و شعر شناسان ، از اشعار منسوب به ابى تمام ، قصائد فراوانى را حذف و اسقاط كردهاند ، چون با شيوهء او در نظم سخن مباينت داشته است ، و با همين روش در اشعار ابو نواس ، مطالعه كرده چكامههاى فراوانى را ساقط كردهاند ، چون با سبك و شيوهء او در پرداختن شعر آشنائى داشتهاند .
نقادان ادب ، دربارهء شعر ديگران هم غير از ابو تمام و ابو نواس ، با همين روش به تحقيق و بررسى برخاستهاند ، و دليل آنان ، تنها ذوق ادبى و توجه به سبك ويژهء هر يك از شعراء بوده است .
شما با تأمل و دقت در كتاب « نهج البلاغه » نيز ملاحظه مىكنيد كه تمام آن چون آب يكرنگ و يك طعم است با يك روح و يك روش ، درست مانند جسم بسيطى كه اجزاء آن هيچگونه تفاوتى با هم ندارند ، و مانند قرآن كريم كه اول آن با وسط و وسط آن با آخرش يكسان است ، هر سوره يا هر آيهء كه مورد تأمل قرار
الغدير ( فارسي ) — صفحة 309
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٠٩