تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
ضمنا برخى از جوانان فرومايهء مصر كه چون طفل ، ناخوانده بر خوان علم و ادب نشسته ( 1 ) ، در صدد تحليل مقام علمى و شخصيت ممتاز شريف رضى برآمده ، در مطاوى گفتارش از سرشت ناپاك خود پرده برداشته ، و در واقع جان خود را هدف تير ملامت و عار و ننگ ابد ساخته است : در آن ميان كه قلم بر دست گرفته و نابخردانه مىخواهد مجد و عظمت « شريف رضى » را خاطر نشان سازد ، هرزهء درآئى آغاز كرده ، اجداد پاك و والاتبار او را به بدى ياد مىكند و آنچه در سينهء پر كينهء خود از دشمنى و عداوت خاندان رسول اقدس پنهان داشته ، با خرده گيرى و ناسزاگوئى به سرور و سالارشان سيد اوصيا امير المؤمنين على بن ابى طالب ، بر ملا كرده است . آرى اينجاست كه كوته فكرى خود را آشكار كرده رأى سخيف و عنصر پليد خود را نشان مىدهد ، و با دست خود گور خود را مىكند . فرض بفرمائيد كه اين مرد از كينه وران و حسد پيشه گان بر آن رسول است . ولى مىبينيم كه هيچكس ، از نعره‌هاى وحشيانهء او در امان نمانده است : حتى پيشوايان مذهبش كه آنانرا به محاكمه مىكشد و با زبان تند و گزنده ، فحش و ناسزا نثار مىكند . من نمىخواهم كه سخنان او را جمله جمله مورد بحث و انتقاد قرار دهم ، گفتار ياوه اش بىارزشتر از اين است كه در مقام جواب برآيند ، و گوينده اش فرومايه تر از آنكه نامش در كتب ياد شود . ولى تأسف من بر حوزهء مصر است كه نام و آوازه اش بوسيلهء سفلگان آلوده شود . تأسف من بر جامعه مصر است كه دامن فضل خود را از لوث اين آلودگيها پاك نمىسازد ، تأسف من بر مراكز چاپ و انتشار آن ديار است كه اين گونه ترهات رسوا كننده را منتشر مىسازد ، تأسف من . . . تأسف من . . . تأسف من .
هامش
( 1 ) نامش محمد سيد گيلانى است و كتابش بنام « شريف رضى » در 109 صفحه چاپ شده .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 293 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى