- اينك هنگام آن است كه دست تمنا فراز باشد و آرزوها دور و دراز .
- با دو دست كرم ، جود و بخشش كن ، نه كم بلكه بسيار .
- مگذار كه دست الحاح و طلب كشيده دارند با آنكه نعمتت سرشار است و بختت كامكار .
- سپاس و ثنايت بر زبان است و داغ مهرت بر دل آشكار .
- نك ستايشنامهء بكر و نو ، همچون درخش بوستان خرم و دلپذير .
- از سراينده اش خوشدل و شادان ، چون شادى نيزار از آب غدير .
، تا آخر قصيده ( 1 ) .
شاعر
:
شريف رضى ، ذو الحسبين ، ابو الحسن ، محمد بن أبى أحمد : حسين بن موسى - بن محمد بن موسى بن ابراهيم فرزند امام أبى ابراهيم موسى كاظم عليه السلام .
مادرش فاطمه خاتون دختر حسين بن ابى محمد : حسن اطروش فرزند على بن حسن بن على بن عمر بن على بن ابى طالب عليه السلام .
پدرش ابو أحمد ، در عهد خلافت عباسى و دولت آل بويه ، صاحب منزلتى بزرگ و و الا بود ، ابو نصر بهاء الدين ، او را با لقب « طاهر أوحد » امتياز بخشيد . پنج نوبت سرپرستى و نقابت آل ابى طالب را به عهده گرفت ، و در حال نقابت رخت از جهان كشيد موقعى كه ديدگانش تاريك گشته بود .
و اگر عزت و اقتدارش نبود ، عضد الدوله ناچار نميشد كه او را موقع بازداشت در شهر فارس در دژى محكم و استوار نگه دارد ، ابو أحمد همواره در آن دژ بود تا عضد الدوله رخت از جهان كشيد و فرزندش شرف الدوله او را آزاد نمود ، و هنگامى كه راهى بغداد شد ، به مصاحبت خود برگزيد .
هامش
( 1 ) تمام قصيده در ديوانش ج 1 ص 327 ثبت است ، با اين قصيده ، پدرش را در روز عيد غدير ثنا گفته و از اينكه املاك او ( در سال 396 ) به دو بازگشته ، شادباش گفته است .