تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
ابن العميد . در دفتر وزارت ، خلوت گزيده و كارمندان ابو محمد مهلبى وزير را ، پس از مرگش ، تحت محاكمه و بازخواست كشيده بودند ، و فرمان دادند كه اگر مردم رجاله نزديك شوند ، با پاشيدن نفت ، آنانرا متفرق سازند ، اول كسى كه چنين امريه اى صادر كرده بود ، وزير مهلبى بود ، ابن الحجاج شاعر ، به دفتر وزارت آمد ، از انبوه جمعيت و حيلهء دو وزير ، در پراكنده ساختن مردم ، شگفت آورد ، و از ترس نفت بازگشت و گفت : - پس گردنى ، آن هم با پاشيدن نفت بر جامه و لباس ! چنين حسابى نداشتيم ، ابدا . - ورود به دفتر وزارت و رسيدن خدمت وزير ، با دو تار از نخ جامه ، پيش من برابر نيست . - بار پروردگارا ! هر كه اين سنت نهاد ، شكنجه و عذابش را دو چندان ساز . - در كورهء آتش كه جز بچه‌هاى چوچولك و زنان قحبه نباشند . - با گوشت تفتيده اش همان كن كه آتش سرخ ، با كباب كند . - بوزينه ، پيش من بزرگوارتر از آن كسى است كه چنين شكنجه را بر سگان روا داند . ، شاعر ما ابن الحجاج ، فراوان زبان به ثنا و ستايش اهل بيت گشوده و دشمنانشان را امثال مروان پسر ابى حفصه نكوهش كرده و دشنام گفته تا آنجا كه نقادان سخن بر او خورده گرفته‌اند كه نمىبايد تا اين حد ، با زبانى تند و گزنده ، فحشهاى رسوا و ننگين بر زبان رانده باشد . ولى بايد گفت ، شاعر ما ، از ظلم و ستمى كه بر سادات اهل بيت رفته ، دلى پر خون داشته ، و اين برخورد شديدش با دشمنان خدا و دين ، به منزلهء آهى است كه از سينهء دردمند خيزد و ناله اى كه از سوز درون و خشم فزون مايه گيرد ، گويا مىخواسته عقدهء دل بگشايد و آبى بر جگر تفتيده پاشد ، نه اينكه ، فحش و ناسزاگوئى را پيشهء خود ساخته ، در پرده درى و هتاكى راه هوى و هوس گرفته باشد ، و از اينرو مىبينيم كه سروده هايش نزد سرورانش - صلوات اللَّه عليهم - مورد قبول و پذيرش واقع شده و از