او بىسابقه بود و هنر او پرمايه ، و استعداد و مهارتى بس شگفت در پرداختن معانى داشت ، هر چند صعب و دشوار باشد ، آن هم با طبعى روان و الفاظى شيرين و ملاحتى تمام و بلاغتى به كمال .
بديع اسطر لابى ، هبة اللَّه بن حسن در گذشتهء سال 534 ، اشعار ابن الحجاج را در 141 باب تدوين كرده كه هر بابى در فنى از فنون شعر مرتب گشته است ، نام ديوان را « درة التاج در شعر ابن الحجاج ( 1 ) » نهاده كه نسخهء آن در كتابخانه پاريس تحت شمارهء 5913 نگهدارى مىشود ، و ابن الخشاب نحوى مقدمه اى بر آن پرداخته .
شريف رضى هم برگزيدهء اشعارش را گرد آورده و به نام « الحسن من شعر - الحسين ( 2 ) » ناميده كه ضمنا بر ترتيب حروف الفباست . اين گزينش در زمان زندگى شاعر ابن الحجاج بود ، و لذا دربارهء اين حسن توجهى كه از شريف رضى نسبت به شعر او به عمل آمد چكامه اى ساخته كه در جلد آخر ديوانش ثبت است ، بدين شرح :
- ميدانى سرودهام به كه پيوست ؟ و اينك در حوزهء اختيار اوست !
- به ماه تابان ، به سرورم شريف ابو الحسن موسوى .
- جوانمردى كه چون مرا با شعر سخيف و بىمايهام باژگون ديد ، دستم بگرفت و قامتم را استوار ساخت .
- انديشيدم و وارسيدم : گاهى شعرم درست و گاهى در عين درستى پيچيده و غامض بود .
- پس به لطف و مهربانى ، ناموزون و پستش را از بلند و موزون جدا ساخت .
- وزن و آهنگش را با علم عروض راست كرد ، و قافيهء آن را نيك بپرداخت .
- و بعد به استقامت و استوارى هدايت كرد و شيطان شعرم را از گمراهى به راه رشد و صلاح آورد .
- آثار سرپنجهء زرينش در اين بافتهء خز خسروى آشكار است .
هامش
( 1 ) رك : معجم الادباء ، تاريخ ابن خلكان ، مرآة الجنان ، كشف الظنون .
( 2 ) دائرة المعارف اسلاميه نام كتاب را « التنظيف من السخيف » ياد كرده .