- آيا آفاق جهان دانست كه چه اندوهى سايه گستر شد ! و يا كدام نعمت و دولت پشت كرد ؟
- اين خاك سياه خبر شد كه چه جانى در خود نهفت ؟ و آن عمارى تابوت كه چه گوهرى در بر گرفت ؟
- درخش ابرى نديدم كه از باران جود و نوالت حكايت آرد ، جز اينكه از شوق به فرياد آمد .
- اگر مىپذيرفتند كه جان ما ، برخى جان تو باشد ، فدايت مىكرديم و اين كمترين فدا بود .
، سيد ابو الحسن محمد بن حسين حسينى ، معروف به وصى همدانى كه شرح حالش در كتاب « يتيمة الدهر » عنوان شده ، در سوك صاحب چنين سروده است .
- آنكه خاندان على را دوست و خدمتگزار بود ، در گذشت .
- آنكه چون كوه بلند پناهگاه آنان بود ، اينك در خاك نهان گشت ( 1 ) .
، و همو در سوك صاحب چنين سروده است :
- بر آن چشمى كه قطرات اشكش با خون روان است ، خواب شيرين ناگوار است .
- آزادگى و دين و قرآن و اسلام همه ، در سوگ وزير : صاحب بن عباد ، چشمى اشكبار دارند .
- خانهء خدا با همهء شعائر ، حاجيان با احرام و قربانى ، همه و همه در ماتمش گرياناند .
- مدينه بر او مىگريد با رسولخدا و هر كه در مدينه است ، درههاى مدينه بر او گريان است و دشت و كوه آن هم .
- « كافى الكفاة » با نام نيك در گذشت ، همان كه پيشوا بود و هم سرور و سالار .
- آزادگى و دانش با مرگ او مرد ، ديگر با آزادگى و دانش وداع بايد گفت .
، سرور ما شيعيان ، شريف رضى هم كه شرح حالش در پايان همين جلد خواهد
هامش
( 1 ) ثعالبى آن را در ضمن شرح حال شاعر در « يتيمه » ج 3 ص 260 ثبت كرده .