تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
- آيا آفاق جهان دانست كه چه اندوهى سايه گستر شد ! و يا كدام نعمت و دولت پشت كرد ؟ - اين خاك سياه خبر شد كه چه جانى در خود نهفت ؟ و آن عمارى تابوت كه چه گوهرى در بر گرفت ؟ - درخش ابرى نديدم كه از باران جود و نوالت حكايت آرد ، جز اينكه از شوق به فرياد آمد . - اگر مىپذيرفتند كه جان ما ، برخى جان تو باشد ، فدايت مىكرديم و اين كمترين فدا بود . ، سيد ابو الحسن محمد بن حسين حسينى ، معروف به وصى همدانى كه شرح حالش در كتاب « يتيمة الدهر » عنوان شده ، در سوك صاحب چنين سروده است . - آنكه خاندان على را دوست و خدمتگزار بود ، در گذشت . - آنكه چون كوه بلند پناهگاه آنان بود ، اينك در خاك نهان گشت ( 1 ) . ، و همو در سوك صاحب چنين سروده است : - بر آن چشمى كه قطرات اشكش با خون روان است ، خواب شيرين ناگوار است . - آزادگى و دين و قرآن و اسلام همه ، در سوگ وزير : صاحب بن عباد ، چشمى اشكبار دارند . - خانهء خدا با همهء شعائر ، حاجيان با احرام و قربانى ، همه و همه در ماتمش گرياناند . - مدينه بر او مىگريد با رسولخدا و هر كه در مدينه است ، دره‌هاى مدينه بر او گريان است و دشت و كوه آن هم . - « كافى الكفاة » با نام نيك در گذشت ، همان كه پيشوا بود و هم سرور و سالار . - آزادگى و دانش با مرگ او مرد ، ديگر با آزادگى و دانش وداع بايد گفت . ، سرور ما شيعيان ، شريف رضى هم كه شرح حالش در پايان همين جلد خواهد
هامش
( 1 ) ثعالبى آن را در ضمن شرح حال شاعر در « يتيمه » ج 3 ص 260 ثبت كرده .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 140 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى