خدا مىترسند .
ضمنا همو است كه مسكين و يتيم و اسير را بر خود ايثار كرد و هر سه شب ، تنها خوراك موجود خود را كه براى افطار ذخيره داشت ، بدانها بخشيد ، و خداى عز و جل چنين نازل فرمود : * ( « وَيُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّه مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً » ) * و به پيامبرش خبر داد كه پاداش اين عمل بهشت است . داستان مفصل است و فضيلت آن بسيار .
و نيز همو است كه انگشترى خود را در حال ركوع ، تصدق كرد ، و خدا نازل كرد :
* ( إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله وَرَسُولُه ) * .
و يك طائفه از شيعه ، غافل از حقيقت استدلال ، تصور كردهاند كه على در حال تقيه بود ، و از اينرو از دعوت مردم به امامت خود دست كشيد . و نيز تصور كردهاند كه بر امامت او نص آشكارى است كه قابل تأويل نيست .
طائفهء عدليه گويند : اين سخن فاسد است . چگونه وظيفهء او تقيه بوده ، آن هم در اقامهء حق ، با آنكه سرور بنى هاشم بوده است ؟ اين سعد بن عباده نبود كه با مهاجر و انصار در افتاد و از همه بريد . بدون اينكه از مانع و دافعى بهراسد ؟ و بالاخره به « حوران » رفت و حاضر به بيعت نگشت ؟
و نيز اگر روا باشد نص آشكارى بر امامت باشد و از همهء امت مخفى بماند .
رواست كه بگوئيم : نماز ششمى هم در فرائض يوميه وجود داشته و هم ماه ديگرى جز ماه رمضان كه بايد روزه دار بود ، و همه را مخفى كردهاند ، با اينكه امت اسلامى بر آنچه در امر امامت اتفاق افتاده ، و هم خلافت آن خلفا كه قيام به حق كردند و بر عدل و داد فرمان راندند ، اجماع دارند و اجماع گواه حقانيت است .
البته آنان كه با على در افتادند و به پيكار برخاسته شمشير به روى او كشيدند ، از ولايت الهى خارجاند ، مگر آنان كه بازگشت نموده و راه صلاح گرفته باشند . و خداوند ، توبه كنندگان و پاكى طلبان را دوست دارد .
سخن صاحب تمام شد .
بنابر آنچه از جواب طائفهء عدليه بدست مىآيد ، مراد اين است كه ، ادعاى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 117
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١١٧