حموى گويد : تصنيفاتش در ادبيات از اين قرار است : كتاب فى العروض ، الخالع گويد : در علم عروض ، كتابى بهتر از آن تأليف نشده و كتاب علم القوافى .
و سمعانى يافعى ، ابن حجر و صاحب شذرات ، ديوان شعرى براى او ذكر كردهاند و ثعالبى اشعارى را كه ياد شد از آن ديوان گرفته است و اشعارش را دربارهء غدير ، شنيديد .
حموى مانند ديگران ، اشعار بائيه اش را از ديوانش نقل كرده . مسعودى قصيدهء مقصوره اى كه در آن به مقابلهء « ابن دريد » پرداخته و در آن تنوخ و قومش از قضاعه را مدح مىكند ، نام برده است كه اولش اينست :
لولا انتهائى لم اطع نهى النهى
مدى الصبا نطلب من حاز المدى
تا آخر ابيات .
ابو على در « نشوار المحاضرة » گويد : از اشعار تنوخى آنچه ناپديد شده بيشتر از مقدارى است كه حفظ گرديده است . اين كتابها مورد دستبرد باد حوادث گرديده چنان كه تصدى منصب قضاوت با وجود علم فراوانى كه داشت ، او را از تأليفات فراوان باز مىداشت .
مذهب او
يكى از مشكلات شديد بحث و تحقيق در زمينهء مذهب كسانى است كه در قرن سوم و چهارم زيستهاند قرن چهارم يعنى قرن دسته بندىها ، و افكار و آراء و عقايد مختلف ، عصر فرقههاى متفاوت و انگيزههاى فراوان ، بر اظهار در جهت مخالف عقيدهء قلبى ، و تظاهر به چيزهائى كه امور باطنى را محفوظ نگهدارد ، بويژه اكنون روزگارى از آثار آنان ، سپرى شده و نتائج افكارشان دستخوش گردش روزها و سالها گرديده و گرنه مىتوانستيم عقائدشان را دريابيم و از محتويات جسته گريختهء بياناتشان كه حاكى نهانىهاى ضميرشان بود و حقايقى را از مذهب گذشتگان بما مىآموخت ، حقيقت مذهبشان دريابيم .
سخنان تذكره نويسان در مورد مذهب تنوخى و فرزندش ابو على از روز