تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
ورق زد و گفت : از اينجا بخوان ! مقدار صد بيت از آنجا تا آخر خواندم . حسن حافظهء مرا شگفت آمدش ، مرا به خود چسبانيد و بوسه اى بر سرم و ديده‌ام نثار كرد و گفت : عزيزم به كسى اين را مگو ، كه من از بد چشمى مردم بر تو مىهراسم . ابن كثير اين قصه را بطور خلاصه در تاريخش 11 / 227 ، آورده است . و نيز ابو على گويد : پدرم مرا به حفظ كردن واداشت و من خود بعد از او از از اشعار ابى تمام و بخترى به تنهائى غير از اشعارى كه از ديگر شاعران جديد و قديم حفظ كرده بودم ، دويست قصيده حفظ كردم . گويد پدرم و بزرگان قوم ما در شام گويند : كسى كه چهل قصيده از قبيلهء بنى طى ( طائيين ) حفظ كند و خود شعر نسرايد او الاغى در پوست انسان است . از اين رو من در سن كمتر از بيست ، به شعر سرودن پرداختم ، و اشعار مقصورهء خود را كه اولش :
لو لا التناهى لم اطع نهى النهى اى مدى يطلب من حاز المدى
است ، را گفتم . و ابو على گويد : پدرم هفتصد قصيده و قطعه ، از اشعار طائيين غير از اشعار شاعران جديد ، و مخضرمين ( آنها كه دورهء جاهليت و اسلام هر دو را درك كردند ) ، و شعراى جاهليت ، در حفظ داشت . من خود دفترى از او به خطش در دست دارم كه رؤس قصائدى را كه او محفوظ بود ، در آن ثبت نموده و داراى 230 برگ از كاغذ گرانبها و لطيف منصورى است . او مقدار زيادى از نحو و لغت ، حفظ كرده بود تا آنجا كه گويد : من كسى را كه از او حافظه اش برتر باشد ، نديده‌ام . و هر گاه حافظه اش در همهء اين علوم پراكنده نشده بود اعجوبه اى به نظر مىرسيد .

تأليفاتش

اينكه تنوخى در علوم بسيارى وارد بوده ، در بسيارى از هنرهاى عقلى ، نقلى و رياضى شهرتى بسزا يافته ، و در اقطار و بلدان به سياست پرداخته است ، اين امور مستلزم داشتن تأليفاتى گرانبها است چنان كه فرزندش ابو على گويد : او در علم عروض و فقه و علوم ديگر ، داراى تصنيفاتى است .