( ابو العلاء ) .
ابن رومى گاهى كه رؤسا و ادبائى امثال « عبيد اللَّه بن عبد اللَّه » و « على بن يحيى » و « اسماعيل بن بلبل » را به قصائدى مدح مىگفت ، كلمات غريبش را در همان كاغذى كه قصيده را مىنوشت تفسير مىكرد . گويا از اينكه دقائق الفاظ و اسرار لغتش از آنها فوت شود ، بر آنها مهر مىورزيد آنگاه وقتى از آنها جفا كارى و تغيّر مىديد ، مجددا پوزش مىطلبيد كه :
« لغات نامأنوس را براى شما تفسير نكردم ، بلكه براى غير شما كسى كه آن را نمىداند » .
يا ميگفت :
« تفسير براى غير شماست نه براى شما ، چگونه براى كسى كه عالم به اسرار لغت است مىتوان تفسير كرد » .
بر اثر شهرتى كه ابن رومى در علم لغت و اسرار و نكات لطيف آن ، پيدا كرده بود كلمات نامأنوسى مىساختند و براى تفريح يا عاجز كردن ، از او مىپرسيدند .
از قصهء جرامض كه يكى از اين بازيگرى است ، مىتوان ديگر نمونههاى آن را دانست . در مجلس « قاسم بن عبد اللَّه » كسى از ابن رومى پرسيد « جرامض » چيست او بلا درنگ پاسخ داد :
« از معنى جرامض براى يافتن علم آن پرسيدى ، جرامض عبارت است از خزاكل آخر گاهى غوامض با غوامضى مثل خود تعبير و تفسير ميشوند .
از جرامض به سلجكل هم ميتوان تعبير كرد ، و اگر نميپذيرى بعنوان فرض و احتمال قبول كن » .
اينها همه كلماتى از قبيل جرامض است كه نه معنى دارد و نه وجود خارجى .
اگر كاوشهاى ما صحيح باشد ، و استادان او امثال ثعلب و قتيبه باشند ، و نيز استادى قطعى ابن حبيب كه از آنجا علم به لغات غريب و انساب و اخبار پيدا كرده
الغدير ( فارسي ) — صفحة 81
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٨١