تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
و شهر مدينه در امنيّت كامل بسر مىبرد ، جاى ترس بر اهل مدينه نبود و جانشينى جنبهء جهاد نداشت . و نيز آنجا كه گويد : همهء درهاى مسجد را جز درى كه على رفت و آمد مى - كرد ، بست ، اين جمله را شيعه ، در قبال آنچه در صحيح از ابى سعيد ، از پيغمبر ( ص ) نقل شده كه در بيمارى وفاتش فرمود : « همانا امينترين مردم در مالش و دوستيش براى من ، ابو بكر است ، اگر من جز خداى خود كسى را به دوستى مى - گرفتم ابا بكر را دوستم مىساختم ولى تنها برادرى و دوستى اسلامى است ، در مسجد نبايد دريچه اى باقى ماند جز اينكه مسدود گردد مگر دريچهء ابى بكر » ، جعل كرده‌اند . روايت نامبرده را ابن عباس در هر دو صحيح نقل كرده است . و نيز اين سخن ، كه انت وليى فى كل مؤمن بعدى « تو نسبت به هر مؤمنى بعد از من نمايندهء منى » اين حديث به اتفاق حديث شناسان ، مجعول است .
سپس در تعقيب سخن به ذكر خرافات و ياوه هائى دربارهء عدم اختصاص اين مناقب به على ( ع ) دست زده است . پاسخ - چه خوب بود كه اين مرد مطالعهء كتابش را بر دانشمندان و اهل تحقيق تحريم مىكرد و طرف سخنش را به جاهلان كهنه پرستى كه تشخيص خوب و بد نتوانند داد ، محدود مىكرد ، زيرا وقتى اين كتاب به دست دانشمند بيفتد ، سوء نيتها و بىدانشىهايش بر ملا مىگردد و همه مىفهمند نويسندهء آن از راستى و امانت بدور بوده و كارى جز دروغ و تزوير و روپوشى حقايق آشكار انجام نداده است . قويا به نظر ميرسد ، وقتى او عنوان شيخ الاسلام را براى خود دست و پا كرده ، در بلند پروازى خود را گم كرده پنداشته است ملت اسلام سخنانش را هرچه باشد ، بدون ايراد و محاسبه تلقى به قبول مىكند ، ناگاه متوجه مىگردد پندارش به خطا رفته و تير اميدش به سنگ خورده است . حال با من بيائيد تا دربارهء ياوه هايش در بارهء اين حديث و جار و جنجالى كه بر سر آن راه انداخته است ، فرو رفته ، امعان نظر كنيم .