تو با ناكثين ، قاسطين و مارقين ، نبرد خواهى كرد ( 1 ) .
15 - ابن ابى الحديد در شرح خود 3 / 245 گويد : محقق شده كه پيامبر ( ص ) به على فرمود : پس از من با ناكثين ، قاسطين و مارقين خواهى جنگيد .
16 - به همين حديث امير المؤمنين ( ع ) در روز شورى استشهاد و احتجاج كرده فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم آيا در بين شما كسى هست كه با ناكثين ، قاسطين و مارقين از زبان پيامبر ( ص ) جز من بجنگد ؟ همه گفتند ، خدا گواه است نه .
17 - ابو رافع گويد : پيغمبر خدا ( ص ) به على فرمود : ميان تو و عايشه اتفاقى روى خواهد داد ، على پرسيد ، يا رسول اللَّه مرا ميفرمائيد ؟ پيغمبر فرمود بلى ، باز على گفت : من ؟ آنگاه گفت يا رسول اللَّه ، من شقىترين آن دو خواهم بود ؟
فرمود نه ، اينطور نيست ولى وقتى چنين پيش آمدى شد ، شما بايد او را به محل امنش بازگردانى ؟
اين حديث را احمد در مسندش 6 / 393 ، هيثمى در مجمع الزوائد 7 / 234 روايت كرده و هيثمى گويد : احمد ، بزّار و طبرانى آن را نقل كردهاند و رجال آن مورد وثوقند . و در كنز العمال 6 / 37 و خصائص الكبرى 2 / 137 نيز روايت شده است .
18 - ابو نعيم از حارث روايت كرده كه گفت : در خدمت على در صفين حضور داشتم ديدم شترى از اشتران شام آمد ، و سوار و محمولاتى هم بر پشتش بود ، آنها را به زمين انداخت و صفوف لشگر على را طى كرد تا نزد على رسيد ، لبهاى خود را ميان سر و شانهء على قرار داد و با گردن خود شانههاى على را جنبانيد ، على گفت :
به خدا سوگند اين همان نشانه اى است كه ميان من و رسول خدا معهود است ( 2 ) .
23 - ابن تيميه گويد : رافضى ( علامهء حلى ) گويد از عمرو بن ميمون روايت شده كه گفت : براى على بن ابى طالب ده فضيلت انحصارى است :
هامش
( 1 ) مستدرك حاكم 3 / 140
( 2 ) خصائص الكبرى 2 / 138 .