تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
دنيا رفت و حسن عسكرى را به جاى گذارد ، گفتند ما حسن را امتحان كرديم و فهميديم او علمى ندارد ، و كسانى را كه به امامت حسن قائلاند « حماريه » ناميدند ، و كار جعفر پس از وفات حسن بالا گرفت ، و دليل آوردند كه حسن چون بدون فرزند از دنيا رفت ، پس امامتش باطل شد ، زيرا امام بايد پيوسته فرزند داشته باشد . و جعفر ميراث حسن را ، با وجود ادعائى كه عليه او شده بود ، مبنى بر اينكه برخى از كنيزان حسن و يا ديگر كسان از او بار دارند ، تصاحب كرد . و كارشان نزد سلطان و مردم و عارف و عامى بر ملا گرديد و كسانى كه به امامت حسن قائل بودند متفرق شده اصناف كثيرى را تشكيل دادند ، فرقه اى بر امامت جعفر ثابت مانده و بسيار كسان كه به امامت حسن قائل بودند به او رجوع كردند يكى از آنها حسن بن على بن فضال يكى از بزرگترين شخصيتها و دانشمندان شيعه است كه فقه و حديث بسيار مىداند . آنگاه بعد از جعفر به على بن جعفر و فاطمه بنت على خواهر جعفر گرويدند . و گروهى ديگر على بن جعفر ، را امام دانستند نه فاطمه ، بانوى نامبرده را ، آنگاه پس از مرگ على و فاطمه به اختلافى سخت گرفتار آمدند . پاسخ - مردم به كاباره‌ها ، و تآترها مىروند تا موضوعات تفريحى و خنده آورى بيابند يا براى گذراندن وقت موضوعات مضحكى از جنبه‌هاى خاصى بشنوند ، غافل از اينكه كتاب ملل و نحل شهرستانى براى مقاصد آنان جالبتر از آن محافل است . چيزى كه هست اگر نادانى نويسنده خنده آور باشد ، از اين نظر كه در محققان مسلمين كسى پيدا شود كه از بدگوئى دربارهء يكى از ملتهاى خودش ، خوشش بيايد ولى نداند چگونه بدگوئى كند ؛ گريه آور است آرى اگر او چيزهائى بنويسد كه ناشى از نادانى آميخته با بدخواهى ، از يك طرف ، و ناشى از تهمتهاى دروغين ، از طرف ديگر باشد ، براى اين امر بايد گريه كرد . اى كاش او قبل از نوشتن ، از احوال اين قوم و عقائد و تاريخ و رجالشان ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 247 | جمعي از مترجمين / جمال موسوي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)