براى اهل تشبيه تأليف كرده است .
پاسخ - مسلما اينها عقائد باطلى است ولى او اين اباطيل را به آن عده از رجال شيعه افترا بسته كه پيروان جدّى أئمه خود مىباشند و همچون سايه ، دنبال رهبران خود گام بر مىدارند ، و در هر نوع عقيده ، آموزش ، حكمت ، راى ، و نظرى كه ابراز مىدارند ، از پيشوايان خود برهانى قاطع ، و بيانى صريح ، و غير قابل ترديد دارند .
از اين مطلب كه بگذريم ، اين بزرگان نامبرده را ، احاديثى است كه در كتابهاى شيعه در زمينهء عقائد ، احكام ، و معارف الهى منتشر شده و در دسترس عموم است ، اين آثار نفيس كه ديدگان را مجذوب ، و دلها را شيفتهء خود كرده ، درست با تهمتهاى اين مرد ، نسبت معكوس دارد .
بيائيد به بينيد ، اين كتابها ، و اين آثار جاودانهء آنان است ، نه تنها كمترين ارتباطى با اين نسبتها در بين نيست ، بلكه با زبانى صريح و قاطع نسبتهاى وارده را محكوم و مخالف آنها را ابراز مىدارد .
تعريف و تمجيدى كه ائمه دين ( ع ) از آنها كردهاند ، مشهور است . هر گاه از يكى از آنان يك مورد از اين آراء سخيف را مىدانستند به جاى تعريف ، حملات سختى بر آنها مىكردند تا گروه شيعه از فريب خوردن از ناحيهء آنان در امان بمانند چنان كه اين عمل را در مورد بدعت گذاران و گمراهان نشان دادند .
و اين دانشمندان علم رجال شيعهاند كه شرح احوالشان را به تفصيل متعرض شده و همه به يك سخن آنا را از هر نوع بد انديشى منزّه دانستهاند . بديهى است علماى شيعه بهتر از ديگران آنان را مىشناسند مخالفانشان از آنها دورند و آشنائى - هائى نسبت به آنان و احوالشان ندارند و با آنها در نشست و برخاست نبودهاند .
در ميان شيعه از قديم الايام تا امروز كسى نيست كه فرقه هائى به نام : « هشامية » « زراريه » ، « يونسيه » و . . . فرق ديگرى را كه شهرستانى و ديگران به شيعه نسبت دادهاند ، به پذيرد و يا حتى بشناسد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 245
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٤٥