42 - در نامه اى كه امير المؤمنين به معاوية بن ابى سفيان نوشته به اين شعر اشارت فرموده كه در گذشته ياد شد .
محمّد النّبىّ اخى و صنوى
و حمزة سيّد الشّهداء عمّى :
« محمّد پيامبر ، برادر من و پسر عموى من است ، و حمزهء سيد الشهداء عموى من است مراجعه كنيد 3 ر 43 ترجمه همين كتاب »
43 - « جابر بن عبد اللَّه انصارى » گويد : شنيدم على ( ع ) اين شعر خود را مىخواند و رسول خدا و صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم آن را مىشنيد :
انا اخو المصطفى لا شكّ فى نسبى
معه ربيت و سبطاه هما ولدى
جدّى و جدّ رسول اللَّه منفرد
و زوجتى فاطم لا قول ذى فند
صدّقته و جميع النّاس فى بهم
من الضّلالة و الاشراك و النّكد
الحمد للَّه شكرا لا شريك له
البرّ بالعبد و الباقى بلا امد
« من برادر مصطفايم ، ترديدى در نسبم نيست ، با او تربيت يافتهام ، و فرزند زادگانش ، فرزندان منند .
جدّ من ، و جدّ رسول خدا ، يكى است . و همسر من فاطمه است ، اين سخنى غير قابل ترديد است .
وقتى مردم همه در گمراهى و شرك و بدبختى بودند من او را تصديق كردم .
سپاس خداى بى شريكى راست ، كه بر بنده نيكى مىكند ، و بىنهايت پايدار است » .
پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : راست گفتى يا على .
فرائد السمطين باب 44 ، نظم در رالسمطين زرندى ، كفاية الگنجى 84 ، مناقب خوارزمى 95 ، تاريخ ابن عساكر ، كنز العمال 6 ر 398
44 - « ابن عباس » گويد على در زمان حيات پيغمبر ( ص ) مىگفت : خداى بزرگ گويد : افان مات او قتل . . . : « آيا اگر پيغمبر بميرد يا كشته شود شما به عقب بر مىگرديد » من براهى كه او مىجنگيد مبارزه خواهم كرد تا كشته شوم . به خدا