8 - اسماء بنت عميس گويد : شنيدم پيغمبر ( ص ) مىگفت : « بار خدايا من آنچه را برادرم موسى گفت ، ميگويم : خدايا براى من وزيرى از خاندانم كه برادرم على باشد قرار ده ، پشتم را به او محكم ساز و او را در كارهايم شريك كن تا هر دو ترا بسيار تسبيح گوئيم و يادت را بسيار متذكر شويم ، اين توئى كه به حال و كار ما روشنى » .
مناقب احمد بن حنبل ، رياض النضرة 2 ر 163 .
9 - ابن عباس در حديث محاجّهء خود با مرد شامى كه حديث پر فائده و طولانى است در قسمتى از آن گويد : و پيغمبر به ام سلمه فرمود : آيا تو او را مىشناسى ؟
گفت : بلى او على بن ابى طالب است ، پيغمبر فرمود : بلى اين على است كه گوشت او به گوشت من و خونش به خون من پيوسته و نسبت او به من مانند نسبت هارون به موسى است با اين تفاوت كه پس از من پيغمبرى نخواهد آمد ، اى ام سلمه اين على ، سيدى بزرگوار است ، او مايه اميد مسلمانان ، امير مؤمنان و جايگاه سرّ من و علم من است ، او تنها دروازه اى است كه براى رسيدن به من بايد به او پناه برد ، او وصى پس از من بر خاندان من و نيكان امت من است و اوست برادر من در دنيا و آخرت و هو أخى فى الدّنيا و الآخرة .
اين حديث در المحاسن و المساوى 1 ر 31 آمده و حديث ام سلمه به تعبير ديگر در 2 ر 285 اين كتاب با مأخذش گذشت .
10 - در حديث آغاز دعوت اسلام ، سخن پيغمبر ( ص ) به على ( ع ) را بيان كرديم كه فرمود :
انت اخى و وصيّىّ و خليفتى من بعدى
مراجعه كنيد به 2 ر 279 - 285 متن همين كتاب .
11 - از طريق طبرى سخن پيغمبر ( ص ) را در روز غدير خم نقل كرديم كه فرمود « اى مردم همانا على بن ابيطالب برادر ، وصىّ و خليفه من است » و گفتار او كه فرمود :
« اى گروه مردم ، اين برادر من ، وصى من ، حافظ علوم من و جانشين من بر كسانيست
الغدير ( فارسي ) — صفحة 205
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٠٥