« سوگند به خدائى كه مرا به حق مبعوث گردانيد ، من كار برادرى تو را تأخير نينداختم مگر به خاطر خودم . تو نسبت به من يا على مانند هارونى نسبت به موسى جز اينكه بعد از من پيغمبرى نخواهد بود و تو برادر و وارث منى » .
على پرسيد يا رسول اللَّه من از شما چه چيز را به ارث مىبرم ؟ پيغمبر فرمود :
آنچه انبياى قبل از من ، ارث گذاشتهاند . على گفت انبياى پيش از تو چه ارث نهادند ؟
فرمود كتاب خدا و سنت پيغمبرشان را . و تو و فاطمه دخترم در كاخ من در بهشت با من خواهيد بود و تو برادر و رفيق منى ، آنگاه پيغمبر خدا ( ص ) اين آيه را خواند :
* ( إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ ) * ( 1 ) .
اين متن حديث را در مناقب احمد حنبل ، الرياض النضرة 2 ر 209 ، تاريخ ابن عساكر 6 ر 201 ، تذكرة السبط 14 با اعتراف به صحتش و اينكه راويانش همه مورد وثوقند ، كنز العمال 6 ر 390 ، كفاية الشنقيطى 35 ، 44 ، مىيابيد .
3 - جابر بن عبد اللَّه و سعيد بن مسيب گويند : رسول خدا ( ص ) ميان اصحابش پيمان برادرى بست ، ابوبكر و عمر و على باقى ماندند پيغمبر ابوبكر و عمر را برادر ساخت و على را فرمود :
انت أخى و انا اخوك فان ناكرك احد فقل انا عبد اللَّه و اخو رسول اللَّه لا يدّعيها بعدك الَّا كذّاب :
« تو برادر منى و من برادر تو ، اگر كسى منكرت شد ، بگو من بندهء خدا و برادر رسول اويم و اگر اين برادرى را جز تو هر كس ادعا كند كذاب است » .
اين روايت در مناقب احمد ، تاريخ ابن عساكر ، كفاية الكنجى 82 ، 83 ، تذكرة السبط 14 آمده است ، در آنجا به صحت حديث اعتراف كرده و بر جدش كه سند آن را ضعيف پنداشته ، اعتراض كرده است ، المرقاة فى شرح المشكاة 5 ر 569 ، در تعبير
هامش
( 1 ) حجر : 47 ( برادرانيكه بر فراز تختها در مقابل هم قرار گرفتهاند ) .