تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
مناقب فقيه ابن مغازلى ، رياض النضرة 2 ر 201 ، مناقب خوارزمى 83 ، 234 ، 238 شمس الاخبار 32 ، تذكرة السبط 13 ، سبط ابن جوزى در اين كتاب به كسى كه آن را ضعيف پنداشته و ايراد مىگرفته كه در طريق حافظ دار قطنى ، ميسره ، و حكم واقع شده‌اند گويد : حديثى را كه احمد روايت كرده ميسرة و حكم در آن وجود ندارد و احمد پيشوائى است كه چون عالم زمان ، و مبرّز در نقل و برندهء مسابقهء اين ميدان است بايد بى دليل از او پيروى كرد . 15 - « ابو برزة » گويد : رسول خدا ( ص ) فرمود : خداى بزرگ دربارهء على با من از پيمانى خبر داده ، من گفتم : خدايا آن خبر را براى من بيان كن . خدا فرمود بشنو ! گفتم شنودم ندا آمد : همانا على پرچمدار هدايت ، و پيشواى اولياى من ، و نور معرفت كسى است كه مرا اطاعت كند . او كلمه اى است كه پرهيزگاران آن را فرا گيرند . كسى كه او را دوست دارد مرا دوست داشته و كسى كه دشمنش گيرد مرا دشمن گرفته است . تو او را بر اين امر بايد نويد رسانى . آنگاه على فرا رسيد و من او را مژده دادم . على گفت : يا رسول اللَّه من بندهء خدا و در دست قدرت اويم ، اگر خداوند مرا عذاب كند ، مرا به گناهم كيفر داده است و اگر وعده اى را كه به من دادى ، خدا برايم انجام دهد ، خداوند گارم از من شايسته تر است . پيغمبر گفت : من از خدا خواستم تا دل على را نورانى كند و آن را بهار ايمان سازد . خداى بزرگ فرمود : با او چنين كرده‌ام . سپس بر من وحى فرستاد كه او به بلائى گرفتار خواهد شد كه احدى از يارانم بدان آزموده نمىشود . گفتم : يا ربّ اخى و صاحبى : خدايا او برادر من و رفيق من است . خداوند فرمود اين چيزى است كه از پيش در علم ما گذشته كه او مورد امتحان واقع گردد و مردم به وسيلهء او امتحان شوند . اين حديث در حلية الاولياء 1 ر 67 ، رياض النضرة 2 ر 449 ، شرح ابن ابى الحديد 2 ر 449 ، فرائد السمطين در باب 30 ، و 50 به دو طريق ، مناقب خوارزمى 245 ، كفاية الكنجى 95 ، نزهة المجالس 2 ر 241 ، ديده مىشود .