تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
النبويه از زينى دحلان 1 ر 325 ، كفاية الشنقيطى 34 ، الامام على بن ابيطالب از استاد محمّد رضا 21 ، الامام على بن ابيطالب از استاد عبد الفتاح عبد المقصود : عبد الفتاح گويد 73 : « اگر ابو بكر نسبت به پيغمبر وزير صادقش بود ، همانا على ، سايه پيوسته اى براى او بود كه هيچگاه از او فاصله نگرفت مگر وقتى كه محمّد او را مىفرستاد تا دشمنانش را ديده بانى كند و مردانش را پيشاهنگ باشد ، حتى در آغاز امر كه رسول خدا شروع كرد ، دولت جديد خود را تشكيل دهد و ميان مهاجر و انصار مدينه رابطهء برادرى بر قرار سازد ، فراموش نكرد كه برادرى خود را تنها به على اختصاص دهد نه ديگران . ميان اصحابش كه با او از خارج مدينه آمده بودند و يارانى كه از اهل مدينه بودند و مهمانان خود را با دل و جان پذيرائى مىكردند برادرى بر قرار كرد و على را به عنوان برادر دينى خود برگزيد . از طرح برادى خود با ابو بكر ، عمر ، حمزه شير خدا و شير پيغمبرش دريغ كرد ولى براى اين برادرى معنوى غير از برادرى هم خونى ، جوانى را كه تربيت شدهء دامنش بود انتخاب كرد و او را بر هر دوستى ، دور ، يا نزديك ، مقدم داشت » . در عين حال اين مآخذ همه اتفاق دارند كه پيغمبر ( ص ) بين ابوبكر و عمر پيمان اخوت بر قرار ساخت و هيچگونه اثرى از آثار پندار ابن حزم مبنى بر برادرى ابو بكر با پيغمبر در آنها ديده نمىشود . 2 - زيد بن ابى اوفى گويد : وقتى پيغمبر ( ص ) ميان اصحابش پيمان برادرى منعقد كرد ، و بين عمر و ابو بكر برادرى بر قرار ساخت ، ( تا آنجا كه گويد ) على گفت : « وقتى ديدم جز من با يارانت كردى آنچه را كردى ، روحم مىخواست پرواز كند و پشتم بشكند ، اگر اين امر ، از خشمى است كه بر من گرفته اى ، حق عتاب و بزرگى از آن تست » پيغمبر ( ص ) فرمود : و الَّذى بعثنى بالحقّ ما أخّرتك الَّا لنفسى ، و انت منّى بمنزلة هارون من موسى ، غير أنّه لا نبىّ بعدى و أنت اخى و وارثى :