از كلمات حكمت آميز اوست
:
« بدانكه چون انديشه ات نميتواند همهء كارها را زير نظر گيرد آن را به كارهاى مهمتر بگير . »
« و چون اموالت نميتواند همهء مردم را رفع نياز كند آن را به حق داران اختصاص بده . »
« و از آنجا كه نميتوانى با همهء مردم آميزش كنى اهل فضل و دانش را برگزين . »
« و چون شبانه روزت با تمام كوشش كفايت همه كارهايت را نميدهد ، كارت را تقسيم كن . »
« هرچند وقتى كه صرف كارهاى غير مهم كنى به كارهاى مهم زيان زده اى . »
« هرچند اموالت را كه در راه باطل مصرف ميكنى ، از مصرف آنها در راه حق خود را محروم كرده اى . »
« هرچند از مقام و شخصيت خود را با مردم كم مايه بگذرانى از فيض محضر اهل فضل و كمال محروم ميگردى . »
« آنچه از روز و شب خود را در غير نياز به كار گيرى ، از كارهاى مورد نيازت بازمانى . »
برادر اين عباس ، فضل بن حسن همان شاعرى است كه در مصيبت جدش ابا الفضل شهيد كربلا ( ع ) گفته است .
احقّ الناس أن يبكى عليه ، فتى ابكى الحسين بكربلاء ( 1 )
اخوه و ابن والده علىّ ، ابو الفضل المضرّج بالدّماء ( 2 )
و من واساه لا يثنيه شىء ، و جاد ، له على عطش بماء ( 3 )
هامش
( 1 ) شايسته ترين فردى كه در عزاى او بايد گريست جوانمردى است كه حسين را در كربلا گريانيد .
( 2 ) او برادرش و فرزند پدرش على ابو الفضل به خون آغشته است .
( 3 ) ابا الفضلى كه برادر را بر خود مقدم داشت و با اينكه خود تشنه بود در راه او از آب گذشت .