و دانشمندانشان بدون خلاف او را مورد توبيخ و حمله قرار مىدهند ، به خوبى مىداند اين سخن تا چه پايه نا صحيح است . . . »
2 - مىگويد : هر كس بگويد علم على از همهء صحابه پيغمبر بيشتر بود دروغ گفته است ( 4 ر 126 الفصل ) آنگاه در بيان اعلميّت ابو بكر و تقدّم او بر على از نظر علمى بيانات سستى را آغاز كرده تا آنجا كه گويد : كسى كه بهره اى از علم داشته باشد مىداند علم ابوبكر چندين برابر علم على بود .
و در تقدم عمر بر على از نظر علمى گفته است : هر كس حسّ داشته باشد به وضوح مىداند علم عمر چندين برابر علم على بود ، تا آنجا كه گويد : پس سخن آن نادان بى آزرمى كه مدعى اعلميت على شده باطل است و اگر در اين زمينه معاند يا بى آزرمى با ما عناد ورزد ، دروغ و نادانيش آشكار خواهد شد زيرا هيچكس نمىتواند به ما اين تهمت را روا دارد كه ما احدى از اصحاب پيغمبر را از مرتبه خود فروتر آوردهايم .
پاسخ - من نمىدانم بر اين مرد ، آيا به عنوان يك نفر نادان بخندم يا به عنوان يك فرد غافل بگريم يا او را به عنوان يك نفر ديوانه ، مسخره كنم ؟
چيزى كه بر احدى جاى شك باقى نمىگذارد اين واقعيت است كه امير المؤمنين علمش بر همهء صحابهء پيغمبر فزونى داشته و در داوريها و مشكلات همه به او مراجعه كردهاند و او در هيچ قضيه اى به احدى مراجعه نفرموده است .
اول كسى كه اعتراف به اعلميت على نسبت به صحابه كرد ، شخص پيغمبر اسلام ( ص ) مىباشد . كه به فاطمه فرمود :
اما ترضين انّى زوّجتك اوّل المسلمين اسلاما و اعلمهم علما ( 1 ) :
« آيا خوشحال نيستى كه من ترا به ازدواج كسى در آوردم كه اول مسلمان است و علمش از همه بيشتر است » .
هامش
( 1 ) مستدرك حاكم 3 ، كنز العمال 6 / 13 .