تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
احساس مىكنم بگو . . . سيد در اين قصيده گويد : على ، كسى است كه پارهء دوز كفش محمّد نبى شد ؛ تا خداى يكتاى آمرزنده را خشنود كند . و بهترين مردم ( پيغمبر ) ، بىآنكه در نهان او را بخواند ، آشكار او بىپرده درباره اش چنين فرمود : اين جانشين و نمايندهء من در ميان شما است ، با او از در نادانى در نيائيد كه به كفر بر مىگرديد . پيغمبر را در روز « دوح » خطبه اى بس بزرگ است كه در آن ، آشكارا به اداء وحى الهى پرداخته است .

« غديريهء » 9

به « سوّار بن عبد اللَّه عنبرى » قاضى بصره ، گزارش رسيد كه شاعر ما ، سيّد حميرى ، دربارهء « حديث مرغ بريان » - كه همگان بر آن اتّفاق دارند - قصيده اى اين چنين سرورده است : آنگاه ، كه خبر صحيح مرغ بريان اهدائى به پيغمبر بازگو شد ؛ خبرى كه اولين بار « ابان » از « انس » روايت كرده و « قيس حبر » نيز ، آن را از قول « سفينه » ( 1 ) كه مردى متقلب و ناپايدار بود ، نقل نموده‌اند . سرانجام سفينه ، هدايت يافت ؛ ولى انس ، خيانت ورزيد و با ردّ گفتار سرور خلق ، و آنكه در ( قرآن ) ، اين كتاب محكم منزل مولاى مردم ، خوانده شده بود ، ستم نمود . و خداى ذو العرش او را هدايت نفرمود و به بيمارى زشت پيسى گرفتارش كرد . « سوّار » گفت : اين مرد هيچ يك از صحابه را وا نگذاشت ، مگر آنكه
هامش
( 1 ) - غلام پيغمبر اكرم ( ص ) . ( مترجم )
الغدير ( فارسي ) — صفحة 59 | جمعي از مترجمين / علي شيخ الاسلامي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)