من سرور اويم ، اين على سرور او است . پس ناسپاس نباشيد . و پس از من ، او را تكيه گاه خويش سازيد و به دنبال سراب روان پندار نيفتيد » .
و سيد ، در هجو سوّار ، قاضى ، پس از مرگش ، اين چكامه را پرداخت :
اى آنكه پيكر سوّار را به دوش مىكشى ! و آن را از خانه اش به دوزخ مىبرى !
خداوند پاكى مبخشاد به جانى كه جرثومهء آن ، روزگار را سخت به ننگ و عار گذراند .
تا به دردمندى در قعر وادى دوزخ ، در افتاد و پيكرش نيز بستهء پليديها شد .
كار خداى رحمن را ، دربارهء سوار شگفت انگيز ديدم و احكام خداى را جريانى به اندازه است .
برو ، اى لعنت خداى رحمان بر تو باد ! و اى بدترين موجود زندهء خداى يكتا ! اى دشمن امير مؤمنان ، آن كسى كه پيغمبر در روز غدير با سخنى انكار ناپذير ، در حالى كه همهء مردم حاضر بودند ، درباره اش فرمود : هر كس من در نهان و آشكار سرور اويم ، اين على برادر من و جانشين من در كارها است و قائم مقام من در هر ياد كردى است .
پروردگارا ! هر كس على را دشمن دارد ، وى را دشمن دار ! و به جهنم سوزانش در انداز . و تو اى سوّار ! به دشمنى على بىشك با خدا دشمنى كردى ، پس هان اى جهنم او را به كام خويش فرو بر .
« غديريهء » 10
« ام عمرو » را در « لوى » جايگاه بىآب و گياهى است كه نشانى از آن به جاى نمانده است .
پرندگان به وحشت از كنار آن مىگذرند ، و وحشيان از ترس آن مىغرّند .
مارهائى در آن جا است كه مرگ از دم آنهاى مىترسد و در نيشهاى خويش زهر آماده دارند .