در صفحه 206 همين كتابش و نيز در كتاب « الذخاير » ص 102 از طريق واقدى و ابن جوزى .
16 - ابن كثير شامى در تفسيرش جلد دوم ص 71 در يك سند از أمير المؤمنين نقل كرده و در سند ديگر از ابن ابى حاتم از سلمة بن كهيل ، و از ابن جرير الطبرى باسنادش از مجاهد و سدى ، و از حافظ عبد الرزاق باسنادش از ابن عباس ، و به طريق و سند حافظ ابن مردويه باسنادش از سفيان ثورى از ابن عباس و از طريق كلبى از ابن عباس روايت كرده و آنگاه گويد :
اينها سلسلهء سندى است كه هيچگونه اشكال و خدشه اى بر آنها وارد نمىشود ، و از حافظ ابن مردويه چنين بود كه بالفظ أمير المؤمنين سند را ذكر كرده بود و عمار و ابى رافع را نيز آورده بود .
17 - و نيز ابن كثير در كتاب « البداية و النهاية » جلد هفتم ص 357 از طبرانى باسنادش از أمير المؤمنين ، و از طريق ابن عساكر از سلمة بن كهيل .
18 - حافظ سيوطى در كتاب « جمع الجوامع » چنان كه در كتاب الكنزش آورده است ص 391 جلد ششم از طريق خطيب در كتاب « المتفق » از ابن عباس و در ص 405 همان كتاب از طريق ابى الشيخ و ابن مردويه از أمير المؤمنين ( ع ) .
19 - ابن حجر در « الصواعق » ص 25 .
20 - شبلنجى در « نور الابصار » ص 77 حديث ابى ذر را كه از قول ثعالبى نقل شده آورده است .
21 - آلوسى در « روح المعانى » جلد دوم ص 329 .
اين بود نمونهء از گفتار مفسران بزرگ اسلامى البته افراد ديگرى نيز اين روايت و اين شان نزول را ذكر كردهاند .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 88
مساهمون: محمد تقي واحدي
ص٨٨