گويد كه على در پاسخ آنان گفت : بگذاريد منهم افتخار خويش را بازگو كنم .
گفتند : بسيار خوب است . شما هم بفرمائيد .
فرمود : من از شما بدين جهت برترم كه نخستين كسى هستم از مردان اين امت كه بوعدههاى پيامبر ايمان آورده و با او هجرت نمودم و در راه خدا جهاد كردم .
( بعد از سخن على ) هر سه نفر روانه شدند و بحضور پيامبر مشرف گرديدند و هر كدام جهت برترى خود را بازگو كردند ، پيامبر چيزى به آنان نگفت و آنها هم رفتند ، بعد از چند روزى جبرئيل نازل شده و دربارهء آن وحى آورد ، رسول خدا آن سه نفر را احضار كرد وقتى آنان به خدمت پيامبر آمدند ، اين آيه را بر آنان تلاوت فرمود :
* ( أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَعِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِالله وَالْيَوْمِ الآخِرِ . . . ) * تا آخر آيه .
داستان اين مفاخره ، و نزول اين آيه را در شأن آنان ، عدهء زيادى از حفاظ و دانشمندان و مفسران در كتب خود آورده و با تحقيقات دامنه دارى كه دربارهء راويان اين حديث و سلسلهء سند آن نمودهاند آن را معتبر دانسته ، برخى بطور اجمال ذكر كردهاند و عدّه اى مفصّلا آن را نقل كردهاند . از جمله :
1 - واحدى در « اسباب النزول » ص 182 از حسن و شعبى و قرظى نقل كرده است .
2 - قرطبى در تفسيرش جلد 8 ص 91 از سدى .
3 - امام فخر رازى در تفسير كبير جلد چهارم ص 422 .
4 - خازن در تفسيرش جلد دوم ص 221 گويد : شعبى و محمد بن كعب قرظى گويند : كه اين آيه درباره على بن ابيطالب و عباس بن عبد المطلب و طلحة بن ابى شيبه نازل شد . اينان با يكديگر مباهات كرده و هر يك سخنى مىگفت . طلحه گفت : من صاحب خانه و كليددار كعبه هستم . عباس گفت : من حاجيها را آب مىدهم
الغدير ( فارسي ) — صفحة 90
مساهمون: محمد تقي واحدي
ص٩٠