دعوت و تشويق مىنمود و به وسيلهء ايشان اين روش در نجف اشرف معمول گرديد .
و ما ، نمىتوانيم بيش از اين در اين زمينه سخن گوئيم و اين مختصر اشاره هم به منزلهء آه سوزانى بود كه از سينهء دردناك برخاست و حسرت و اندوهى است كه از دلى افسرده ، بيرون ريخت ، اكنون كه زمان ما اين سيره ترك شده و از فوائدش محروميم و در نتيجه نه شورى در مردم ايجاد مىشود و نه نشاطى در مردم مشاهده ميگردد و با نيروهاى فساد و تباهى هيچ ستيزى نميشود .
آرى ! روزگار ، داراى فراز و نشيب است . اكنون شعر و ادب ، چون دوران جاهليت به سير قهقرائى مبتلا شده و آنچه سروده مىشود پيرامون مطالب مبتذل و اوهام و افسانههاى عشقى مسموم كننده است ، دوران درخشان شعر سپرى شده ديگر ما آن ارزندگانيكه يك دنيا مفهوم را در غالب شعر به مردم ميدادند نمىيابيم و نه آن فقهاى ارزنده پيدا هستند ، ديگر چه مىشود گفت در جائى كه اطاعتى در بين نباشد .
روش ما در اين كتاب چنان است كه هر جا به شعرى از شعراى قرن اول برخورديم كه مشتمل فضائل آل اللَّه باشد ذكر ميكنيم و دو شرط را رعايت ميكنيم يك اينكه آن فضائل ياد شده در قرآن و حديث موجود باشد و ديگر اينكه از طريق اهل سنت به ما رسيده باشد ، اميد چنان است كه اهل بحث و تحقيق بدينوسيله به موقعيت شعراى ما پى برند كه چه مقدار به قرآن و حديث احاطه داشتهاند .
عبد الحسين امينى
و آخر دعوانا ان الحمد للَّه رب العالمين :
و آخرين سخن ما اينكه : ستايش مخصوص ذات خداوند ، پروردگار عالميان است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 41
مساهمون: محمد تقي واحدي
ص٤١