تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
خود نيز پراكنده و نابود گشت . آرى ! از دودمان پاك پيامبر ، ميتوانيم ، پيشواى مجدّ دامت آية اللَّه شيرازى ساكن سامراء را نام ببريم كه امت اسلامى در زير سايهء آن رادمرد اسلام آرميده بودند و رشتهء رهبريش جهان اسلام را در بر گرفته بود . آن مرد بزرگ در ايام ( اعياد و وفيات ) پيوسته محافل و مجالس دينى تشكيل ميداد و ادباء و شعراء نامى نواحى مختلفه در آن مجالس شركت مىجستند و با انشاء قصائد خود مورد عواطف ايشان قرار ميگرفتند و از تشويقها و عطاياى آن بزرگوار بهره مند شده و سپس به جايگاه خود باز ميگشتند ولى افسوس كه : آنان كه در سايه شان همه زندگى خوش داشتند ؛ رفتند . يكى از نمونه‌هاى اين درگاه اينكه : شاعر روشن دل اهل بيت عصمت ، سيد حيدر حلَّى ، در يكى از مراسم مذهبى قصيدهء شيوائى سرود و آهنگ درگاه سيد شيرازى نمود ، پس از برگزارى مجلس سيد قصد داشت 20 ليرهء عثمانى به عنوان صله ، به سيد حيدر بدهد ، ولى بعد از اينكه قضيه را با عموى خود حاج ميرزا اسماعيل ( 1 ) در ميان گذاشت ، وى صلاح نديد ، كه كم است : گفت : « او شاعر دربار اهل بيت است و اين مقدار زيبندهء مقام ايشان نيست ، سيد حيدر از امثال دعبل و حميرى و نظاير اين دو برتر مىباشد ، پيشوايان دين به شاعران زمان خود كيسه‌هاى پر از طلا ميدادند و سزاوار است شما يكصد ليره بدست شريف خود بايشان بدهيد » و بر اين اساس آية اللَّه بزرگ و مرجع عاليقدر شيعه به زيارت سيد حيدر رفت و مبلغ صد ليره ، به عنوان صله با كمال تجليل و احترام به سيد حيدر مرحمت فرمودند و دست شاعر اهل بيت را بوسيدند . اين داستان شگفت را جمعى كه در آن دوران طلائى مىزيستند از جمله فرزند گرانقدر ايشان آية اللَّه ميرزا على آقا نقل نموده‌اند و خود فرزند هم به پيروى از روش پسنديدهء پدر به اين نحو مجالس عنايتى خاص داشت و شعرا را به اين مجالس
هامش
( 1 ) شرح حال ايشان در گروه شعراى قرن 14 خواهد آمد .