17 - و اگر براى وصول بهر هدف ديگر تأليف نمودى بتحقيق به مقصود خود نايل گشتى .
دانشمند مزبور . نامه ديگرى نيز فرستاده و آن را به اين ابيات پايان داده :
دع المجدب الظامى يموت بدآئه
و يجرع من كاس الندامة صابا
أيصدر عن روض « الغدير » و مآئه
و يتبع و هما نائيا و سرابا ؟
و يحسب ان يروى غليل فؤاده
و لمّا يجد غير « الغدير » شرابا ؟
فدعه يلاقى حتفه هو صاديا
و دعه يرى ما يرتضيه يبابا !
( ترجمهء اشعار مزبور )
1 - واگذار تشنه كام سرگردان در وادى خشك را . تا به درد خود بميرد .
و از جام پشيمانى جرعههاى حرمان بنوشد !
2 - آيا از طراوت « غدير » و آب گواراى آن سرباز مىزند و بدنبال پندارهاى دور و شوره زار آب نما ميرود ؟ !
3 - و گمان مىكند كه ميتواند خود را از غير اين سرچشمهء گوارا سيراب و هيجان خود را فرو نشاند ؟ !
4 - پس واگذار او را تا مرگ و هلاك خود را دريابد و ويرانى را كه بر خود پسنديده به بيند ! !
نامهء ديگر - كه از سرايندهء بزرگوار علوى نسب السيد يحيى - السيّد داود الشرع رسيده و به اين ابيات آغاز شده :
الحقّ ابلج وضّاح لطالبه
كالشمس بادية في الافق للنظر
و الفضل يرجع في العصر الحديث لمن
بسفره قد اتى عن محكم السور
ذاك « الامينىّ » قد لاحت معاجزه
فكان نور هدى في عالم البشر
( ترجمهء اشعار مزبور )
1 - حق براى جويندهء آن آشكارترين هدف است . بمانند خورشيد تابان كه در افق نمايان است .